اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی

اضطراب جدایی کودک هنگام رفتن به مهد و مدرسه؛ راهنمای والدین

فهرست مطالب

کودکم موقع رفتن به مهد یا مدرسه گریه می کند؛ از کجا شروع کنم؟

صبح رسیده، کیف کودک آماده است و باید از خانه بیرون بروید. اما درست وقتی قرار است وارد مهد یا مدرسه شود، دستتان را محکم می گیرد، گریه می کند یا می گوید: «نرو.»

دیدن این صحنه برای خیلی از والدین سخت است. مخصوصا وقتی نمی دانید ماندن بیشتر کمک می کند یا خداحافظی سریع، و هر انتخابی هم ممکن است در همان لحظه اشتباه به نظر برسد.

اگر کودک هنگام رفتن به مهد یا مدرسه برای جدا شدن از شما مشکل دارد، قرار نیست همان روز اول همه چیز را حل کنید. بهتر است روی سه بخش قابل کنترل تمرکز کنید: قبل از رفتن، لحظه خداحافظی و اتفاقی که بعد از جدا شدن می افتد.

پیش از رفتن، صبح را تا جای ممکن قابل پیش بینی نگه دارید. کودک بداند بعد از بیدار شدن چه اتفاق هایی می افتد، چه کسی او را می برد و چه زمانی دوباره شما را می بیند. در لحظه خداحافظی هم پیام شما بهتر است کوتاه و روشن باشد. مثلا:

«می دونم جدا شدن الان برات سخته. من بعد از تمام شدن مهد میام دنبالت.»

یا برای کودکی که مفهوم ساعت را هنوز خوب درک نمی کند:

«بعد از بازی و ناهار، دوباره همدیگه رو می بینیم.»

بعد از جدا شدن هم فقط گریه لحظه ورود را معیار قرار ندهید. چیزی که کمک بیشتری به شما می کند این است که از مربی بپرسید کودک بعد از رفتن شما چه مدت ناراحت بوده، آیا توانسته وارد بازی یا فعالیت شود و در ادامه روز چه حال و رفتاری داشته است.

ممکن است کودکی جلوی در چند دقیقه گریه کند و کمی بعد درگیر بازی شود. کودک دیگری شاید مدت بیشتری نتواند آرام شود یا هر روز مقاومت شدیدتری نشان دهد. این دو موقعیت نیاز به نگاه یکسان ندارند.

آکادمی اطفال آمریکا نیز در توصیه های مربوط به اضطراب جدایی بر کوتاه بودن مراسم خداحافظی، ثبات در برنامه و قابل فهم کردن زمان بازگشت برای کودک تاکید می کند.

این مقاله قرار است دقیقا همین موقعیت های واقعی را قدم به قدم بررسی کند: قبل از شروع مهد یا مدرسه چه کار کنید، صبح رفتن چه بگویید، موقع گریه و چسبیدن کودک چگونه واکنش نشان دهید و بعد از برگشت چه چیزهایی را از کودک و مربی پیگیری کنید.

American Academy of Pediatrics.
“Create quick goodbye rituals.”

«برای خداحافظی یک روال کوتاه و مشخص داشته باشید.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

اضطراب جدایی چیست و چه زمانی نیاز به بررسی دارد؟

هر ناراحتی موقع جدا شدن از والد به معنی وجود یک اختلال نیست.

شروع مهد، پیش دبستانی یا مدرسه برای کودک فقط عوض شدن یک ساختمان نیست. محیط، آدم ها، صداها، قوانین و برنامه روزانه تغییر می کنند و همزمان قرار است کودک مدتی از کسی که برایش آشنا و امن است فاصله بگیرد. برای بعضی کودکان این انتقال نسبتا راحت است و برای بعضی دیگر زمان و حمایت بیشتری لازم دارد.

اضطراب جدایی به زبان ساده یعنی کودک هنگام دور شدن از والد یا فردی که به او احساس امنیت می دهد، نگرانی و ناراحتی تجربه کند. شدت این واکنش در کودکان یکسان نیست و سن، خلق و خو، تجربه های قبلی و شرایط همان روز می تواند روی آن اثر بگذارد. حتی خستگی، گرسنگی یا بیماری ممکن است جدایی را در بعضی روزها دشوارتر کند.

HealthyChildren نیز تاکید می کند که واکنش کودکان به جدایی دامنه گسترده ای دارد و در سال های ابتدایی رشد می تواند بخشی از روند طبیعی رشد باشد.

پس اگر کودک سه ساله شما در چند روز اول مهد هنگام خداحافظی گریه می کند، از همین نشانه به تنهایی نمی توان نتیجه گرفت که مشکلی جدی وجود دارد.

از آن طرف، بهتر است هر گریه ای را هم با جمله هایی مثل «عادت می کند» کنار نگذاریم.

چیزی که ارزش پیگیری دارد، فقط وجود گریه نیست؛ باید ببینیم این ناراحتی چقدر شدید است و چه تاثیری بر زندگی روزمره کودک می گذارد.

برای مثال، بهتر است موضوع دقیق تر بررسی شود اگر کودک به شکل مداوم نمی تواند وارد مهد یا مدرسه شود، ناراحتی او بعد از جدا شدن هم ادامه پیدا می کند، خواب یا فعالیت های روزمره اش به شکل محسوسی تغییر کرده یا نگرانی درباره مدرسه کم کم بخش بزرگی از روز او و خانواده را درگیر کرده است.

در کودکان دبستانی، به ویژه اگر مقاومت برای رفتن به مدرسه ناگهان شروع شده باشد، فقط روی «وابستگی به مادر یا پدر» تمرکز نکنید. گاهی لازم است شرایط مدرسه، روابط با همسالان، تجربه قلدری، ترس از شکست، دشواری درسی یا یک مشکل جسمی هم بررسی شود. راهنمای آکادمی اطفال آمریکا درباره حضور در مدرسه نیز به والدین توصیه می کند علت نرفتن کودک به مدرسه را بررسی کنند و موضوعاتی مانند قلدری، ترس از شکست و مشکلات هیجانی را نادیده نگیرند.

یک نکته مهم دیگر هم هست. اگر کودک از دل درد، سردرد یا حالت تهوع قبل از مدرسه حرف می زند، بهتر است این شکایت ها را «بهانه» فرض نکنیم. علائم جسمی واقعی هستند و بسته به شرایط ممکن است علت های مختلفی داشته باشند. بررسی رابطه آنها با روزهای مدرسه فقط یکی از بخش های ارزیابی است، نه نتیجه ای که از قبل درباره آن تصمیم گرفته باشیم.

در نتیجه، مرز اصلی میان یک دوره دشوار سازگاری و وضعیتی که بهتر است دقیق تر بررسی شود، با یک نشانه یا تعداد مشخصی از روزها تعیین نمی شود. شدت ناراحتی، ادامه پیدا کردن آن، وضعیت کودک پس از جدایی و میزان اختلالی که در مدرسه، خواب یا زندگی روزمره ایجاد شده، اطلاعات بیشتری به ما می دهد.

 

آیا دلیل مدرسه نرفتن همیشه اضطراب جدایی است؟

وقتی کودک صبح گریه می کند، می گوید «مدرسه نمی رم» یا درست نزدیک زمان رفتن از دل درد و حالت تهوع شکایت می کند، ممکن است اولین حدس این باشد که از جدا شدن از پدر یا مادر می ترسد.

گاهی همین طور است. اما همیشه نه.

مدرسه نرفتن یک «رفتار» است و پشت این رفتار می تواند علت های متفاوتی وجود داشته باشد. اگر خیلی زود اسم اضطراب جدایی روی آن بگذاریم، ممکن است چیزی را که واقعا کودک را آزار می دهد نبینیم.

برای همین، قبل از اینکه دنبال راه حل باشیم، یک سوال ساده کمک کننده است:

کودک دقیقا از کدام بخش رفتن به مهد یا مدرسه ناراحت است؟

ممکن است پاسخ واقعا دور شدن از والد باشد. مثلا کودک می گوید:

«اگه بری، دلم برات تنگ می شه.»

«اگه نیای دنبالم چی؟»

«می خوام تو هم توی مهد بمونی.»

این جمله ها می توانند نشان بدهند که بخش مهمی از نگرانی کودک به جدایی مربوط است. با این حال، بهتر است رفتار او در ادامه روز هم بررسی شود.

اما گاهی کودک اصلا درباره رفتن والد حرف نمی زند.

مثلا می گوید:

«بچه ها با من بازی نمی کنن.»

«خانم معلم ازم سوال می پرسه و من بلد نیستم.»

«از زنگ تفریح خوشم نمیاد.»

«یه بچه اذیتم می کنه.»

«نمی خوام جلوی کلاس بخونم.»

در چنین شرایطی، تمرکز کردن فقط روی وابستگی کودک به مادر یا پدر می تواند ما را از علت اصلی دور کند.

راهنمای آکادمی اطفال آمریکا درباره اجتناب از مدرسه هم تاکید می کند که پشت مدرسه نرفتن ممکن است موضوعاتی مثل ترس از شکست، دشواری درسی، مشکل با همسالان، قلدری، نگرانی درباره معلم یا ترس از آسیب وجود داشته باشد.

به جای حدس زدن، چند سوال ساده بپرسید

بهتر است گفت و گو زمانی انجام شود که کودک آرام تر است، نه ساعت ۷ صبح وقتی همه برای رسیدن به مدرسه عجله دارند.

به جای اینکه بپرسید:

«چرا مدرسه نمی ری؟»

که ممکن است برای کودک سوال بزرگی باشد، می توانید دقیق تر بپرسید:

  • «کدوم قسمت رفتن به مدرسه برات سخت تره؟»
  • «وقتی وارد کلاس می شی بیشتر دلت برای من تنگ می شه یا چیز دیگه ای اذیتت می کنه؟»
  • «توی کلاس یا زنگ تفریح چیزی هست که دوست نداشته باشی؟»
  • «کسی کاری کرده که توی مدرسه احساس خوبی نداشته باشی؟»
  • «کدوم قسمت روز مدرسه راحت تره و کدوم قسمت سخت تره؟»

قرار نیست کودک همان بار اول جواب کاملی بدهد. بعضی کودکان مخصوصا در سن پایین هنوز نمی توانند دقیق توضیح دهند چه چیزی آن ها را مضطرب کرده است.

گاهی اطلاعات مربی بیشتر از پاسخ مستقیم کودک کمک می کند.

می توانید از مربی بپرسید کودک بعد از ورود چگونه رفتار می کند، آیا در فعالیت ها شرکت می کند، با چه کسانی ارتباط دارد، چه زمان هایی بیشتر ناراحت می شود و آیا تغییر تازه ای در کلاس یا روابط او دیده شده است.

اگر نگرانی ادامه پیدا کرد یا تشخیص علت برای خانواده دشوار بود، بررسی موضوع توسط روانشناسی کودک و نوجوان می تواند کمک کند مشخص شود ناراحتی کودک بیشتر با جدایی ارتباط دارد یا عامل دیگری هم در محیط مدرسه، روابط یا وضعیت هیجانی او نقش دارد.

دل درد قبل از مدرسه را بهانه ندانیم

گاهی کودک درست صبح مدرسه از دل درد، سردرد، تهوع یا سرگیجه حرف می زند.

این علائم را نباید صرفا «بهانه» تلقی کرد.

آکادمی اطفال آمریکا توضیح می دهد که بعضی کودکان هنگام اجتناب از مدرسه واقعا علائم جسمی مانند سردرد، دل درد، تهوع یا سرگیجه تجربه می کنند. البته از روی این علائم به تنهایی نمی توان نتیجه گرفت که علت روانشناختی است و در صورت نیاز، بررسی پزشکی هم اهمیت دارد.

پس به جای جمله هایی مثل:

«چیزی نیست، داری بهانه می گیری.»

می شود گفت:

«می بینم دلت درد می کنه. می خوام بفهمیم چه چیزی باعث شده امروز این قدر رفتن به مدرسه برات سخت باشه.»

این جمله نه از قبل نتیجه گیری می کند و نه تجربه کودک را نادیده می گیرد.

هدف این مرحله تشخیص دادن نیست. هدف این است که قبل از انتخاب راهکار، کمی دقیق تر بفهمیم کودک با چه چیزی درگیر است.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

پیش از شروع مهد یا مدرسه چگونه کودک را آماده کنیم؟

آماده کردن کودک برای مهد یا مدرسه بهتر است قبل از اولین صبحی شروع شود که قرار است دست او را جلوی در رها کنید.

برای کودک، جمله «از شنبه میری مهد» اطلاعات زیادی ندارد.

او هنوز نمی داند آنجا چه شکلی است، چه کسی از او مراقبت می کند، شما چه زمانی می روید، چه زمانی بر می گردید و در فاصله این دو اتفاق قرار است چه کاری انجام دهد.

هر قدر بخشی از این موقعیت قبل از روز اول برای کودک آشناتر شود، اتفاق های روز شروع کمتر غافلگیر کننده خواهند بود.

این به معنی حذف کامل نگرانی نیست. بعضی کودکان حتی با آمادگی خوب هم روزهای اول ناراحت می شوند. هدف این است که کودک بداند قرار است چه اتفاقی بیفتد و تجربه جدایی کاملا ناگهانی نباشد.

قبل از روز اول، محیط را برای کودک قابل تصور کنید

اگر مهد یا مدرسه اجازه می دهد، یک بار قبل از شروع رسمی همراه کودک محیط را ببینید.

لازم نیست بازدید طولانی باشد.

دیدن در ورودی، حیاط، کلاس، سرویس بهداشتی و آشنا شدن با مربی می تواند کمک کند روز اول همه چیز برای کودک تازه نباشد.

هنگام بازدید هم لازم نیست مدام بگویید:

  • «دیدی چقدر خوبه؟»
  • «اصلا ترس نداره.»
  • «اینجا خیلی بهت خوش می گذره.»

ممکن است کودک هنوز مطمئن نباشد و این طبیعی است.

می توانید خیلی ساده درباره چیزهایی که می بیند حرف بزنید:

  • «این دریه که صبح ازش وارد می شیم.»
  • «این کلاس شماست.»
  • «این هم مربیته.»
  • «وقتی من برم، تو اینجا می مونی و بعد دوباره میام دنبالت.»

این نوع توضیح، بیشتر از اینکه بخواهد کودک را متقاعد کند، به او نقشه ای از اتفاق های آینده می دهد.

جدایی را قبل از مهد تمرین کنید

اگر کودک تجربه کمی از دور بودن از والد دارد، شروع چند ساعته مهد ممکن است اولین جدایی جدی او باشد.

می توان پیش از شروع مهد، فرصت های کوتاه و قابل تحملی برای جدایی ایجاد کرد. مثلا مدتی کوتاه با فردی آشنا و قابل اعتماد بماند و بعد والد در زمانی که قول داده برگردد.

HealthyChildren یکی از پیشنهادهای عملی برای کاهش دشواری جدایی را همین تمرین کردن دور بودن از والد پیش از شروع مهد یا پیش دبستانی می داند.

نکته مهم این است که این تمرین قرار نیست به یک آزمون تبدیل شود.

اگر کودک ناراحت شد، بهتر است نگوییم:

«دیدی نتونستی بدون مامان بمونی؟»

یا:

«بچه های دیگه که گریه نمی کنن.»

هدف از تمرین، آشنا شدن تدریجی با تجربه جدایی است، نه سنجیدن شجاعت کودک.

برنامه روز را با زبان کودک توضیح دهید

برای یک کودک سه یا چهار ساله، جمله «ساعت دو میام» ممکن است چندان قابل فهم نباشد.

زمان را با اتفاق هایی توضیح دهید که کودک می تواند تصور کند:

«می ری توی کلاس، بازی می کنی، میان وعده می خوری و بعد من میام دنبالت.»

یا:

«بعد از ناهار بابا میاد دنبالت.»

فقط چیزی را قول بدهید که می توانید انجام دهید.

اگر نمی دانید دقیقا قبل از میان وعده می رسید، آن را به کودک نگویید. قابل پیش بینی بودن زمانی کمک کننده است که تجربه واقعی با چیزی که به کودک گفته شده هماهنگ باشد.

داستان روز اول را چند بار با هم مرور کنید

برای کودکان مهدکودکی می توانید جریان روز را مثل یک داستان کوتاه تعریف کنید:

«صبح با هم لباس می پوشیم. می ریم مهد. وارد کلاس می شی. من باهات خداحافظی می کنم و می رم. تو با مربی و بچه ها می مونی. بعد از ناهار برمی گردم و با هم می ریم خونه.»

حتی می توانید این اتفاق را با عروسک ها بازی کنید.

یکی از عروسک ها والد باشد، یکی کودک و یکی مربی.

کودک در بازی می تواند نقش ها را عوض کند، سوال بپرسد یا حتی عروسکش را ناراحت کند. لازم نیست هر نگرانی که در بازی مطرح می شود فورا اصلاح شود. همین که فرصت دارد درباره تجربه آینده فکر کند، می تواند مفید باشد.

برای کودک دبستانی معمولا گفت و گوی مستقیم تر مناسب است. می توانید مسیر مدرسه، کلاس، زنگ تفریح، معلم و نحوه برگشت به خانه را مرور کنید و از خودش بپرسید:

«از بین این قسمت ها، کدومش بیشتر ذهنت رو مشغول کرده؟»

پاسخ همین سوال ممکن است اطلاعاتی بدهد که ده بار گفتن «نگران نباش» نمی دهد.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

 صبح رفتن به مهد و مدرسه چه کار کنیم؟

بعضی از سخت ترین لحظه های اضطراب جدایی اصلا جلوی در مهد یا مدرسه اتفاق نمی افتند. ماجرا از خانه شروع می شود.

کودک بیدار نمی شود، لباس پوشیدن طول می کشد، صبحانه نمی خورد، دنبال یک اسباب بازی خاص می گردد و چند دقیقه مانده به بیرون رفتن می گوید: «من امروز نمی رم.»

حالا اگر والد هم نگران دیر رسیدن باشد، خیلی راحت ممکن است صبح تبدیل شود به ترکیبی از عجله، خواهش، بحث و تهدید.

در چنین شرایطی، هدف این نیست که کودک را هر طور شده خوشحال از خانه بیرون ببریم. قرار هم نیست هر صبح با یک گفت و گوی طولانی اضطرابش را از بین ببریم.

کاری که بیشتر کمک می کند، این است که صبح تا جای ممکن قابل پیش بینی باشد.

 بخشی از کارها را از شب قبل انجام دهید

اگر صبح ها معمولا شلوغ است، کیف، لباس، بطری آب یا وسایلی که کودک باید با خودش ببرد از شب قبل آماده شود.

برای بعضی خانواده ها همین تغییر ساده تفاوت زیادی ایجاد می کند. وقتی والد مجبور نیست همزمان دنبال جوراب، دفتر نقاشی و کلید خانه بگردد، فرصت بیشتری دارد که با آرامش به کودک کمک کند آماده شود.

لازم نیست همه چیز دقیقه به دقیقه برنامه ریزی شود. هدف این است که تعداد اتفاق های غیرمنتظره صبح کمتر شود.

مثلا کودک کم کم با این ترتیب آشنا شود:

بیدار می شویم، لباس می پوشیم، صبحانه می خوریم، کیف را برمی داریم و راه می افتیم.

آکادمی اطفال آمریکا هم در توصیه های مربوط به برنامه خانوادگی اشاره می کند که کودکان معمولا با برنامه های منظم، قابل پیش بینی و باثبات بهتر کنار می آیند.

برای آماده شدن کمی زمان اضافه در نظر بگیرید

اگر می دانید پوشیدن لباس و بیرون رفتن با کودک معمولا بیست دقیقه طول می کشد، برنامه صبح را طوری نچینید که دقیقا همان بیست دقیقه را در اختیار داشته باشید.

اضطراب جدایی وقتی با عجله ترکیب می شود، می تواند شرایط را برای همه سخت تر کند.

کودکی که هنوز دارد با نگرانی رفتن به مهد کنار می آید، ممکن است صبح کندتر شود، چند بار سوال تکراری بپرسد یا ناگهان بگوید باید اسباب بازی دیگری همراهش ببرد.

داشتن چند دقیقه زمان اضافه به این معنی نیست که هر خواسته ای را بپذیرید. فقط کمک می کند مجبور نباشید برای هر مرحله بگویید:

  • «زود باش.»
  • «دیر شد.»
  • «اگه همین الان نیای، بدون تو می رم.»

این جمله ها معمولا کودک را برای جدایی آماده تر نمی کنند. فقط فشار همان صبح را بیشتر می کنند.

 اگر کودک گفت «نمی خوام برم»، اول حرفش را بشنوید

قرار نیست هر بار که کودک می گوید نمی خواهد به مهد یا مدرسه برود، یک جلسه طولانی درباره احساساتش برگزار کنیم.

اما رد کردن فوری حرفش هم لازم نیست.

می توانید بگویید:

«می دونم امروز رفتن برات سخته.»

و بعد مسیر صبح را ادامه دهید:

«الان لباس می پوشیم و با هم می ریم.»

این پاسخ کوتاه دو پیام را همزمان منتقل می کند. احساس کودک دیده شده، اما برنامه روز هم کاملا کنار گذاشته نشده است.

اگر کودک بزرگ تر است و دلیل مشخصی برای نرفتن دارد، مثلا می گوید از امتحان، یکی از بچه ها یا اتفاقی در کلاس می ترسد، موضوع نیاز به بررسی جداگانه دارد. بهتر است این گفت و گو را به زمانی موکول کنید که عجله صبح تمام شده و فرصت شنیدن حرف هایش را دارید.

هر سوالی را ده بار جواب ندهید

کودکی که از جدایی نگران است ممکن است بارها بپرسد:

  • «واقعا میای دنبالم؟»
  • «کی میای؟»
  • «اگه گریه کنم چی؟»
  • «اگه دلم برات تنگ شد چی؟»

طبیعی است که والد بخواهد هر بار کودک را آرام کند. اما گاهی جواب دادن طولانی و متفاوت به یک سوال تکراری، خود سوال را بزرگ تر می کند.

می توانید یک پاسخ ساده و ثابت داشته باشید:

«آره، بعد از ناهار میام دنبالت. همون طور که دیروز اومدم.»

یا:

«می دونم ممکنه دلت تنگ بشه. مربیت اونجاست و بعد از مدرسه دوباره همدیگه رو می بینیم.»

بعد از آن، لازم نیست هر بار توضیح تازه ای اضافه کنید.

 صبح را به میدان مذاکره تبدیل نکنید

یکی از موقعیت های رایج این است که کودک وقتی می بیند والد نگران گریه اوست، شروع به پیشنهاد دادن می کند:

  • «فقط امروز نرم.»
  • «تو هم بیا توی کلاس.»
  • «قول می دم فردا برم.»

این حرف ها لزوما به معنی لجبازی یا سوء استفاده کودک نیست. وقتی موقعیتی ترسناک به نظر می رسد، طبیعی است که کودک دنبال راهی برای عقب انداختن آن باشد.

اما اگر قرار است کودک آن روز به مهد یا مدرسه برود و مانع دیگری مثل بیماری وجود ندارد، بهتر است تصمیم اصلی هر چند دقیقه تغییر نکند.

می توانید آرام و کوتاه بگویید:

«می فهمم دوست داری امروز خونه بمونی. امروز روز مهدته و با هم می ریم.»

بعد مسیر آماده شدن را ادامه دهید.

صبحی که کودک اضطراب دارد، زمان مناسبی برای تهدید، مقایسه با بقیه بچه ها یا سخنرانی درباره اهمیت مدرسه نیست.

آرام بودن به معنی بی تفاوت بودن نیست. یعنی کودک بداند حتی وقتی خودش مضطرب است، بزرگسال کنارش می تواند مسیر را قابل پیش بینی نگه دارد.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

اگر کودک گریه کرد و به ما چسبید چه کنیم؟

بعضی خداحافظی ها دقیقا طبق برنامه پیش نمی روند.

قرار بوده یک بغل کوتاه داشته باشید، خداحافظی کنید و بروید. اما کودک ناگهان دستش را دور پایتان حلقه می کند، گریه اش شدیدتر می شود و می گوید: «نرو.»

در چنین لحظه ای خیلی از والدین بین دو حس گیر می کنند. از یک طرف نمی خواهند کودک را در حال گریه رها کنند و از طرف دیگر می دانند ماندن طولانی هم ممکن است جدا شدن را سخت تر کند.

اول از همه، لازم نیست هدفمان این باشد که حتما قبل از رفتن، گریه کاملا قطع شود. گریه می تواند واکنش کودک به همان لحظه جدایی باشد. چیزی که اطلاعات بیشتری به ما می دهد این است که بعد از جدا شدن چه اتفاقی می افتد.

احساس کودک را ببینید، اما خداحافظی را از اول شروع نکنید

اگر کودک به شما چسبیده، می توانید چند لحظه در سطح چشم او قرار بگیرید و خیلی ساده بگویید:

«می دونم الان دوست نداری من برم. جدا شدن برات سخته.»

بعد همان چیزی را که قبلا گفته اید تکرار کنید:

«من بعد از ناهار برمی گردم. الان خانم مربی پیشته.»

لازم نیست دوباره درباره خوب بودن مهد توضیح بدهید، قول جایزه بدهید یا کودک را قانع کنید که نباید ناراحت باشد.

در آن لحظه، توضیح بیشتر همیشه کمک بیشتر نیست.

اگر هر بار با شدت گرفتن گریه، خداحافظی از نو شروع شود، کودک نمی داند این فرایند بالاخره چه زمانی تمام می شود. یک پیام آرام و ثابت معمولا قابل فهم تر است.

تحویل کودک به مربی بهتر است از قبل هماهنگ شده باشد

قبل از اینکه صبح سختی پیش بیاید، با مربی درباره لحظه ورود صحبت کنید.

مثلا بدانید وقتی کودک به شما می چسبد، مربی معمولا چه کاری انجام می دهد. آیا دست کودک را می گیرد و او را به یک فعالیت مشخص دعوت می کند؟ آیا اسباب بازی یا کاری هست که کودک معمولا به آن علاقه نشان دهد؟ آیا بهتر است مربی دم در منتظر باشد؟

این هماهنگی باعث می شود در لحظه جدایی سه نفر همزمان تصمیم های متفاوت نگیرند.

گاهی والد می گوید «بیا بریم داخل»، مربی می گوید «اجازه بدید یکم پیش شما بمونه» و کودک هم میان این دو پیام منتظر می ماند ببیند بالاخره قرار است چه اتفاقی بیفتد.

بهتر است انتقال کودک آرام باشد و تا جای ممکن بدون کشیدن، جدا کردن اجباری دست ها یا زور بدنی انجام شود. اگر کودک مقاومت شدیدی دارد، درباره شیوه تحویل او با مربی و مسئول مهد هماهنگ شوید.

از مربی فقط نپرسید «گریه کرد یا نه؟»

یکی از مفیدترین اطلاعات برای والد، اتفاقی است که پنج، ده یا بیست دقیقه بعد از رفتن او می افتد.

وقتی کودک را تحویل می گیرید، می توانید بپرسید:

  • بعد از رفتن من تقریبا چقدر ناراحت بود؟
  • چه چیزی کمک کرد آرام تر شود؟
  • توانست وارد بازی یا فعالیت کلاس شود؟
  • در طول روز دوباره سراغ من را گرفت؟
  • غذا خوردن، بازی و ارتباطش با بچه ها چطور بود؟

فرض کنید دو کودک هر دو صبح ده دقیقه گریه کرده اند.

یکی بعد از آن وارد بازی شده، میان وعده خورده و بیشتر روز را مثل همیشه گذرانده است. کودک دیگر بیشتر روز کنار در مانده، بارها خواسته با والد تماس بگیرد و نتوانسته در فعالیت ها شرکت کند.

گریه صبح در هر دو دیده شده، اما تصویر کلی یکسان نیست.

اگر مربی گفت «همین که رفتید آرام شد» چه؟

این اتفاق برای بعضی کودکان رخ می دهد و عجیب نیست. لحظه جدا شدن ممکن است سخت ترین بخش ماجرا باشد و بعد از اینکه کودک وارد محیط و فعالیت می شود، شدت ناراحتی پایین بیاید.

شنیدن این جمله به معنی ساختگی بودن گریه کودک نیست.

او ممکن است واقعا هنگام خداحافظی ناراحت بوده باشد و چند دقیقه بعد هم واقعا توانسته باشد آرام شود. این دو تجربه با هم تناقض ندارند.

پس بهتر است نگوییم:

«دیدی الکی گریه می کردی؟ مربیت گفت بعدش خوب بودی.»

می شود خیلی ساده گفت:

«صبح جدا شدن سخت بود، ولی شنیدم بعدش رفتی بازی کردی.»

در این جمله هم سختی کودک دیده شده و هم توانایی او برای ادامه دادن روز.

اگر هر روز وضعیت سخت تر شد، فقط مراسم خداحافظی را تغییر ندهید

گاهی والد هر روز یک روش تازه امتحان می کند. یک روز بیشتر می ماند، روز بعد خیلی سریع می رود، روز بعد جایزه می خرد و روز بعد کودک را شخص دیگری می برد.

اگر وضعیت به جای بهتر شدن مدام سخت تر می شود، قبل از عوض کردن چندباره روش خداحافظی، بهتر است اطلاعات بیشتری جمع کنید.

آیا کودک فقط هنگام جدا شدن ناراحت است یا در طول روز هم ادامه دارد؟ آیا اتفاق تازه ای در مهد یا مدرسه افتاده؟ آیا با مربی یا کودکی مشکل دارد؟ آیا خواب و حال عمومی او هم تغییر کرده است؟

این جزئیات در بخش های بعدی کمک می کنند بفهمیم چه زمانی با یک دوره دشوار سازگاری روبرو هستیم و چه زمانی بررسی بیشتری لازم است.

HealthyChildren

“Give your child full attention.”

«هنگام جدا شدن، توجه کامل خود را به کودک بدهید.»

HealthyChildren وابسته به آکادمی اطفال آمریکا توصیه می کند هنگام خداحافظی با محبت و توجه با کودک ارتباط برقرار شود، اما بعد از خداحافظی فرایند رفتن بی دلیل طولانی نشود. همین منبع روی ثبات رفتار والد و بازگشت در زمانی که به کودک وعده داده شده تاکید دارد.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

برای کودک مهدکودکی و کلاس اولی چه تفاوتی قائل شویم؟

یک کودک سه ساله که جلوی در مهد گریه می کند و یک کودک هفت ساله که صبح مدرسه می گوید «نمی رم»، ممکن است ظاهرا رفتار مشابهی داشته باشند. اما چیزی که پشت این رفتار می گذرد لزوما یکی نیست.

برای همین، بهتر است همان نسخه ای را که برای کودک مهدکودکی داریم، بدون تغییر برای دانش آموز کلاس اول اجرا نکنیم.

سن کودک روی چیزهای زیادی اثر می گذارد: اینکه زمان را چطور می فهمد، چقدر می تواند نگرانی اش را توضیح دهد، از محیط چه انتظاری دارد و اصلا کدام قسمت مدرسه برایش سخت شده است.

برای کودک مهدکودکی، اتفاق های قابل پیش بینی مهم تر از توضیح های طولانی هستند

کودک سه یا چهار ساله ممکن است نتواند بگوید:

«من از این می ترسم که بعد از رفتن تو نتوانم خودم را آرام کنم.»

اما می تواند محکم دست والد را بگیرد، گریه کند یا بگوید:

«تو هم بیا.»

در این سن، توضیح های خیلی مفصل معمولا فایده زیادی ندارند. کودک بیشتر از حرف های طولانی به تجربه های تکرارشونده نیاز دارد.

صبح تقریبا بداند چه اتفاقی می افتد. یک مسیر آشنا داشته باشد. مربی را بشناسد. خداحافظی هر روز شکل تقریبا ثابتی داشته باشد و بازگشت والد هم برایش قابل پیش بینی باشد.

به جای اینکه بگویید:

«من ساعت دو و ربع میام.»

ممکن است برای او قابل فهم تر باشد که بشنود:

«بعد از ناهار میام دنبالت.»

اگر مهد اجازه می دهد و کودک به وسیله آشنایی مثل عروسک کوچک یا وسیله شخصی خاصی احساس آرامش می کند، می توانید درباره امکان همراه داشتن آن با مربی صحبت کنید. قرار نیست این وسیله جای والد را بگیرد. فقط می تواند بخشی از مسیر آشنا شدن با محیط باشد.

با کلاس اولی مثل کودک مهدکودکی حرف نزنید

کلاس اول خودش یک تغییر بزرگ است. ساختمان بزرگ تر، قوانین بیشتر، نشستن در کلاس، تکلیف، ارتباط با بچه های جدید و انتظارات متفاوت.

اگر کودک کلاس اولی صبح مقاومت می کند، فقط نپرسید:

«دلت برای مامان تنگ می شه؟»

ممکن است جواب واقعی جای دیگری باشد.

شاید از روخوانی جلوی کلاس می ترسد. شاید نمی داند زنگ تفریح با چه کسی بازی کند. شاید استفاده از سرویس بهداشتی مدرسه برایش دشوار است. شاید از اشتباه کردن جلوی معلم می ترسد یا یکی از بچه ها چیزی گفته که هنوز درباره اش با شما صحبت نکرده است.

پس گفت و گو می تواند دقیق تر باشد:

«اگه بخوای فقط یک قسمت از مدرسه رو انتخاب کنی که برات سخته، کدوم قسمته؟»

یا:

«صبح که به مدرسه فکر می کنی، بیشتر نگران جدا شدن از منی یا اتفاقی که توی مدرسه می افته؟»

ممکن است کودک همان لحظه جواب ندهد. اشکالی ندارد. سوال قرار نیست بازجویی باشد. فقط راهی باز می کند که اگر چیزی ذهنش را درگیر کرده، بتواند درباره اش حرف بزند.

به کلاس اولی کمی نقش بدهید

کودک دبستانی معمولا می تواند در بخشی از برنامه صبح مشارکت داشته باشد.

مثلا خودش انتخاب کند کیفش را کجا آماده کند، هنگام رسیدن به مدرسه اول چه کاری انجام دهد یا اگر مضطرب شد سراغ کدام بزرگسال آشنا برود.

این به معنی سپردن تصمیم رفتن یا نرفتن به مدرسه به کودک نیست. منظور این است که در بخش هایی که امکان انتخاب واقعی وجود دارد، احساس نکند همه چیز بدون مشارکت او اتفاق می افتد.

اگر با معلم هماهنگ کرده اید، حتی می توانید یک برنامه خیلی ساده داشته باشید:

«وقتی رسیدی، کیف رو می ذاری سر جاش و بعد پیش خانم معلم می ری.»

برای بعضی کودکان دانستن اولین کاری که باید بعد از جدا شدن انجام دهند، از جمله «نگران نباش» کاربردی تر است.

مقایسه کوتاه کودک مهدکودکی و کلاس اولی

موضوع کودک مهدکودکی کودک کلاس اولی
توضیح زمان برگشت با اتفاق های قابل فهم مثل «بعد از ناهار» می توان زمان و برنامه روز را دقیق تر توضیح داد
گفت و گو درباره نگرانی کوتاه، ساده و همراه با مشاهده رفتار سوال های مشخص درباره کلاس، درس، معلم و همسالان
روال ورود مراسم کوتاه و ثابت همراه با تحویل به مربی برنامه روشن برای اولین کار بعد از ورود به مدرسه
نقش کودک انتخاب های خیلی ساده و محدود مشارکت بیشتر در آماده کردن وسایل و برنامه صبح
موضوعاتی که باید بررسی شوند جدایی از والد، ناآشنایی محیط، ارتباط با مربی و سازگاری اولیه علاوه بر جدایی، درس، همسالان، معلم، قلدری و فشارهای محیط مدرسه

یک نکته بین هر دو سن مشترک است

چه کودک سه ساله باشد و چه دانش آموز کلاس اول، بهتر است قولی ندهیم که مطمئن نیستیم می توانیم انجامش دهیم.

اگر گفته اید بعد از ناهار می آیید، یا گفته اید بعد از تعطیلی جلوی در مدرسه هستید، قابل اعتماد بودن این وعده مهم است.

کودک با تکرار همین تجربه ها یاد می گیرد جدایی پایان رابطه نیست. والد می رود و دوباره برمی گردد.

البته مسیر سازگاری برای همه کودکان یک شکل ندارد. خلق و خو، تجربه های قبلی، شرایط خانواده و اتفاق هایی که در مهد یا مدرسه می افتد می توانند این مسیر را آسان تر یا دشوارتر کنند.

پس اگر کودک همسن دوست یا همکلاسی اش رفتار نمی کند، لزوما معنی اش این نیست که «عقب افتاده» یا «بیش از حد وابسته» است.

بهتر است به روند خود کودک نگاه کنیم: آیا کم کم احساس امنیت بیشتری پیدا می کند؟ آیا بعد از جدا شدن می تواند وارد فعالیت های روز شود؟ آیا شدت ناراحتی در حال تغییر است؟

HealthyChildren

“Separation anxiety varies widely between children.”

: «اضطراب جدایی در کودکان شکل و شدت یکسانی ندارد.»

چه رفتارهایی جدایی را دشوارتر می کنند؟

گاهی والد تقریبا همه کارها را از روی محبت انجام می دهد، اما همان کار در عمل لحظه جدا شدن را سخت تر می کند.

مثلا کودک سرگرم بازی شده و والد فکر می کند: «الان بهترین فرصته که یواشکی برم تا گریه نکنه.» یا خداحافظی انجام شده، اما با شنیدن گریه کودک دوباره برمی گردد. چند دقیقه بعد دوباره می رود و باز برمی گردد.

هیچ کدام از این اتفاق ها به این معنی نیست که والد کار بدی کرده است. لحظه خداحافظی واقعا می تواند سخت باشد. اما اگر بدانیم چه رفتارهایی معمولا این لحظه را پیچیده تر می کنند، راحت تر می شود برای دفعه بعد مسیر روشن تری داشت.

یواشکی ناپدید نشوید

تصور کنید کودک مشغول نقاشی است. سرش را بالا می آورد و می بیند شما دیگر آنجا نیستید.

ممکن است گریه همان لحظه خداحافظی حذف شده باشد، اما یک سوال تازه برای کودک ایجاد شده است:

«مامان یا بابا چه زمانی ممکنه بدون اینکه بفهمم بره؟»

بهتر است کودک رفتن شما را ببیند و یک خداحافظی واقعی را تجربه کند، حتی اگر از این خداحافظی خوشش نیاید.

یک جمله ساده کافی است:

«من الان می رم. بعد از ناهار برمی گردم دنبالت. خداحافظ.»

هدف این نیست که کودک حتما با لبخند جواب خداحافظی را بدهد. هدف این است که اتفاقی که می افتد برایش روشن باشد.

خداحافظی را چند بار تکرار نکنید

یک بغل دیگر. یک بوس دیگر. فقط یک دقیقه دیگر کنار در. بعد کودک دوباره صدایتان می کند و شما برمی گردید.

این چرخه خیلی راحت شکل می گیرد، مخصوصا وقتی شنیدن گریه کودک برای والد سخت است.

اما برای کودک، هر برگشت می تواند این سوال را باز نگه دارد که شاید جدایی هنوز قطعی نشده باشد. در نتیجه به جای تمام شدن لحظه خداحافظی، همان لحظه بارها از اول شروع می شود.

HealthyChildren وابسته به آکادمی اطفال آمریکا توصیه ساده ای دارد:

“Create quick goodbye rituals.”

ترجمه: «یک مراسم خداحافظی کوتاه داشته باشید.»

کوتاه بودن به معنی بی محبتی نیست. می توانید کودک را بغل کنید، احساسش را ببینید و جمله همیشگی خودتان را بگویید. فقط بهتر است بعد از خداحافظی، رفتن واقعا اتفاق بیفتد.

تهدید کردن شاید کودک را ساکت کند، اما مسئله را حل نمی کند

وقتی دیر شده و کودک هنوز کفش نپوشیده، ممکن است جمله هایی از این جنس خیلی سریع به زبان بیایند:

  • «اگه گریه کنی دیگه نمیارمت پارک.»
  • «اگه نیای، همین جا تنها می ذارمت.»
  • «دیگه بزرگ شدی، این کارا چیه؟»

این جمله ها ممکن است در همان لحظه کودک را وادار به حرکت کنند، اما چیزی درباره نگرانی او به ما نمی گویند و کمکی هم نمی کنند که تجربه جدایی برایش قابل پیش بینی تر شود.

می شود همزمان هم مرز داشت و هم کودک را تهدید نکرد:

«می دونم رفتن امروز برات سخته. الان وقت رفتنه و با هم می ریم.»

پیام روشن است، بدون اینکه ترس تازه ای به ترس کودک اضافه شود.

کودک را با خواهر، برادر یا همکلاسی اش مقایسه نکنید

«ببین بقیه بچه ها چقدر راحت میان.»

«خواهرت هیچ وقت این طور گریه نمی کرد.»

این مقایسه ها شاید از خستگی والد بیایند، اما معمولا اطلاعات مفیدی به کودک نمی دهند.

کودک فقط متوجه می شود واکنشی که دارد با چیزی که از او انتظار می رود فاصله دارد. در حالی که چیزی که لازم داریم بفهمیم این است که چه چیزی جدایی را برای همین کودک سخت کرده است.

دو کودک همسن می توانند واکنش کاملا متفاوتی به شروع مهد یا مدرسه داشته باشند. حتی یک کودک ممکن است یک سال جدایی راحتی داشته باشد و بعد از تغییر مدرسه، مربی یا شرایط خانه، مدتی دوباره با آن مشکل پیدا کند.

قولی ندهید که نمی توانید به آن عمل کنید

برای آرام کردن کودک ممکن است وسوسه شویم بگوییم:

«من همین بیرون منتظرم.»

در حالی که قرار است برویم.

یا بگوییم:

«خیلی زود میام.»

وقتی کودک نمی داند «خیلی زود» یعنی پنج دقیقه، یک ساعت یا بعد از تمام شدن مدرسه.

بهتر است همان چیزی را بگویید که قرار است واقعا اتفاق بیفتد:

«من می رم سر کار و بعد از تعطیل شدن مدرسه میام دنبالت.»

یا:

«بعد از ناهار، بابا میاد دنبالت.»

اعتماد کودک به جدایی با توضیح های بزرگ ساخته نمی شود. بیشتر با تجربه های کوچک و تکراری شکل می گیرد: والد خداحافظی می کند، می رود و همان طور که گفته بود دوباره برمی گردد.

احساس کودک را کوچک نکنید

گاهی برای اینکه کودک آرام شود می گوییم:

  • «چیزی نیست که.»
  • «مهد که ترس نداره.»
  • «این همه گریه نداره.»

اما از نگاه کودکی که به پای والد چسبیده، واقعا «چیزی» وجود دارد. جدا شدن برایش سخت است.

لازم نیست با ترس کودک موافقت کنید تا بتوانید آن را ببینید.

می توانید بگویید:

«می دونم الان جدا شدن برات سخته.»

و چند ثانیه بعد اضافه کنید:

«الان خداحافظی می کنیم و من بعد از ناهار برمی گردم.»

این نوع پاسخ نه نگرانی کودک را انکار می کند و نه برنامه روز را به نگرانی او واگذار می کند.

هر روز یک روش تازه امتحان نکنید

وقتی چند صبح سخت پشت سر هم داشته اید، طبیعی است که بخواهید هر راهی را امتحان کنید.

اما اگر یک روز مادر تا داخل کلاس می رود، روز بعد کودک را دم در تحویل می دهد، روز بعد بدون خداحافظی می رود و روز بعد نیم ساعت می ماند، خود لحظه ورود هم غیرقابل پیش بینی می شود.

تا جایی که شرایط اجازه می دهد، بهتر است یک روال ساده و قابل تکرار داشته باشید. اگر قرار است روش تغییر کند، بهتر است دلیل مشخصی برای آن وجود داشته باشد و مربی هم از برنامه خبر داشته باشد.

و اگر با وجود یک روال نسبتا ثابت، ناراحتی کودک شدیدتر می شود یا در طول روز هم ادامه دارد، مسئله دیگر فقط «بهتر خداحافظی کردن» نیست. آنجا بهتر است علت را دقیق تر بررسی کنیم.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

بعد از برگشت کودک و در گفت و گو با مربی چه چیزهایی را پیگیری کنیم؟

کودک از مهد یا مدرسه بیرون می آید و طبیعی است که اولین سوال والد این باشد:

«امروز گریه کردی؟»

اما برای فهمیدن اینکه حال کودک واقعا چطور بوده، این سوال به تنهایی چیز زیادی به ما نمی گوید.

ممکن است کودک صبح گریه کرده باشد و پنج دقیقه بعد مشغول بازی شده باشد. ممکن است اصلا موقع ورود گریه نکرده باشد، اما تمام روز گوشه گیر و نگران مانده باشد.

چیزی که لازم داریم، تصویر کامل تری از روز کودک است.

اول اجازه دهید کودک دوباره به شما وصل شود

برای بعضی کودکان، پایان مهد یا مدرسه لحظه ای است که تازه فشار روز خودش را نشان می دهد.

ممکن است کودک تمام روز نسبتا آرام بوده باشد، اما همین که شما را می بیند بداخلاق شود، گریه کند یا بهانه بگیرد.

این رفتار لزوما به این معنی نیست که روز بدی داشته یا مهد برایش مناسب نیست. کودک ممکن است خسته، گرسنه یا پر از تجربه هایی باشد که هنوز نمی داند چطور درباره آن ها حرف بزند.

لازم نیست همان لحظه ای که سوار ماشین می شود سوال پشت سوال بپرسید.

گاهی یک بغل، کمی آب یا خوراکی و چند دقیقه سکوت شروع بهتری است.

بعد، وقتی فضا آرام تر شد، گفت و گو راحت تر شکل می گیرد.

به جای «خوب بود؟» سوالی بپرسید که جوابش فقط بله یا نه نباشد

سوال «مهد خوب بود؟» معمولا یک جواب کوتاه می گیرد:

«آره.»

یا:

«نه.»

برای اینکه کمی بیشتر از روز کودک بفهمید، می توانید سوال را کوچک تر و مشخص تر کنید:

  • امروز کدوم قسمت مهد بیشتر بهت خوش گذشت؟
  • سخت ترین قسمت امروز چی بود؟
  • وقتی من رفتم، بعدش چی کار کردی؟
  • امروز با کی بازی کردی؟
  • چیزی بود که دوست نداشته باشی؟

لازم نیست همه این سوال ها را پشت سر هم بپرسید.

قرار نیست مسیر برگشت از مدرسه تبدیل به مصاحبه شود. گاهی یک سوال کافی است و ادامه حرف را خود کودک در زمان دیگری باز می کند.

اگر کودک گفت «یادم نیست»، کمی فرصت بدهید

  • «نمی دونم.»
  • «یادم نیست.»
  • «هیچی.»

این جواب ها برای خیلی از والدین آشنا هستند، مخصوصا وقتی مشتاق اند بدانند کودک بعد از آن خداحافظی سخت چه کرده است.

اما اصرار کردن همیشه باعث نمی شود اطلاعات بیشتری بگیریم.

کودک ممکن است همان شب هنگام بازی، موقع حمام یا قبل از خواب ناگهان بگوید:

«امروز وقتی رفتی خیلی گریه کردم، بعدش با ماشین ها بازی کردم.»

فضای باز برای حرف زدن معمولا از سوال های پی در پی مفیدتر است.

از مربی چه بپرسیم؟

در گفت و گو با مربی هم بهتر است از «امروز خوب بود؟» کمی جلوتر برویم.

چند نکته می تواند اطلاعات مفیدتری به شما بدهد:

  • ناراحتی بعد از رفتن والد تقریبا چقدر ادامه داشت؟
  • شدت ناراحتی نسبت به روزهای قبل تغییر کرده بود؟
  • کودک توانست وارد بازی، کلاس یا فعالیت گروهی شود؟
  • چه چیزی بیشتر به آرام شدن او کمک کرد؟
  • در چه زمان هایی دوباره سراغ والد را گرفت؟
  • ارتباط او با مربی و کودکان دیگر چطور بود؟
  • آیا اتفاق خاصی درست قبل از ناراحت شدن کودک افتاد؟

قرار نیست هر روز یک گزارش طولانی از مربی بخواهید. حتی چند نکته کوتاه و مشخص می تواند کمک کند روند را بهتر ببینید.

روند را ببینید، نه فقط یک صبح بد را

یک روز سخت اطلاعات مهمی می دهد، اما همه داستان نیست.

مثلا ممکن است کودک بعد از تعطیلات آخر هفته، بیماری، تغییر مربی یا یک شب کم خوابی صبح دشوارتری داشته باشد.

بهتر است در طول زمان به چند چیز نگاه کنید:

آیا مدت ناراحتی بعد از جدایی کمتر می شود؟ آیا کودک زودتر وارد فعالیت می شود؟ آیا بعضی روزها بدون مقاومت وارد محیط می شود؟ آیا برعکس، وضعیت به مرور شدیدتر شده است؟

همین روند از تعداد اشک های یک صبح اطلاعات بیشتری می دهد.

اگر قبلا راحت می رفت و ناگهان دیگر نمی خواهد برود، موضوع را جدی بگیرید

فرض کنید کودک چند ماه بدون مشکل به مدرسه می رفته و ناگهان شروع کرده هر صبح مقاومت کند.

اینجا بهتر است فقط نگوییم:

«دوباره وابسته شده.»

ارزش دارد بررسی کنیم چه چیزی تغییر کرده است.

آیا معلم عوض شده؟ دوستی از کلاس رفته؟ کودک در درس خاصی مشکل پیدا کرده؟ اتفاق ناخوشایندی در زنگ تفریح افتاده؟ کسی او را مسخره یا تهدید کرده؟ شرایطی در خانه تغییر کرده است؟

HealthyChildren

“Discuss your child’s school avoidance with the school staff.”

ترجمه: «درباره اجتناب کودک از مدرسه با کارکنان مدرسه گفت و گو کنید.»

این همکاری مخصوصا زمانی مهم است که احتمال می دهید مشکل فقط به جدا شدن از والد مربوط نیست.

به شکایت های جسمی هم توجه کنید

اگر کودک مرتب قبل از مدرسه از دل درد، سردرد، تهوع یا علائم جسمی دیگری حرف می زند، بهتر است آن ها را ثبت ذهنی کنید و ببینید چه زمانی رخ می دهند.

فقط روزهای مدرسه؟ شب قبل هم شروع می شوند؟ آخر هفته وجود ندارند؟ بعد از ورود به مدرسه کمتر می شوند یا ادامه دارند؟

این اطلاعات می تواند در گفت و گو با پزشک یا روانشناس کودک کمک کننده باشد.

البته از روی الگوی زمانی به تنهایی نمی توان گفت علت علائم اضطراب است. شکایت جسمی کودک را واقعی در نظر بگیرید و اگر ادامه دار، شدید یا نگران کننده است، بررسی پزشکی را عقب نیندازید.

هدف از پیگیری، پیدا کردن مقصر نیست

گفت و گو با مربی قرار نیست تبدیل شود به اینکه «خانه چه مشکلی دارد؟» یا «مدرسه چه اشتباهی کرده؟».

سوال مفیدتر این است:

«چه چیزی به ما کمک می کند بهتر بفهمیم کودک در چه لحظه ای بیشتر ناراحت می شود و چه چیزی کمکش می کند؟»

وقتی والد و مربی اطلاعاتشان را کنار هم می گذارند، معمولا تصویر روشن تری به دست می آید. والد رفتار کودک قبل و بعد از مدرسه را می بیند و مربی چیزی را می بیند که بعد از بسته شدن در کلاس اتفاق می افتد.

این دو تصویر کنار هم مهم اند.

اضطراب جدایی کودکان در مدرسه

چه زمانی از روانشناس کودک کمک بگیریم؟

گریه چند روز اول مهد یا نگرانی هنگام شروع مدرسه، به تنهایی به این معنی نیست که کودک به درمان نیاز دارد. برای خیلی از کودکان، ورود به یک محیط تازه و جدا شدن از والد مدتی سخت است.

چیزی که بیشتر اهمیت دارد این است که اضطراب چه شدتی دارد، در طول زمان چه تغییری می کند و چقدر روی زندگی روزمره کودک اثر گذاشته است.

مثلا ممکن است کودک موقع خداحافظی گریه کند، اما چند دقیقه بعد وارد کلاس شود، بازی کند و باقی روز را نسبتا راحت بگذراند. این موقعیت با کودکی فرق دارد که هر روز نمی تواند وارد مدرسه شود، ساعت ها درگیر نگرانی می ماند یا اضطرابش کم کم روی خواب، غذا خوردن و فعالیت های روزمره هم اثر می گذارد.

وقتی رفتن به مهد یا مدرسه عملا مختل شده است

اگر بیشتر صبح ها بخش زیادی از انرژی خانواده صرف این می شود که کودک اصلا وارد مهد یا مدرسه شود، موضوع ارزش بررسی بیشتری دارد.

ممکن است کودک جلوی در برگردد، حاضر نشود از ماشین پیاده شود، چند روز پیاپی مدرسه را از دست بدهد یا مقاومت او به مرور شدیدتر شود.

در چنین شرایطی فقط پیدا کردن یک «روش بهتر برای خداحافظی» کافی نیست. بهتر است بفهمیم دقیقا چه چیزی این موقعیت را برای کودک سخت کرده است.

وقتی نگرانی فقط به صبح محدود نمی ماند

گاهی اضطراب جدایی از شب قبل شروع می شود.

کودک چند بار می پرسد:

«فردا باید برم؟»

یا هنگام خواب نگران است که صبح والد از او جدا شود. ممکن است نیمه شب بیدار شود، اصرار داشته باشد کنار والد بخوابد یا بخش زیادی از عصر را درباره روز بعد نگرانی کند.

اگر ترس از جدایی دارد از محدوده همان چند دقیقه خداحافظی خارج می شود و خواب، بازی، روابط یا آرامش روزمره کودک را تحت تاثیر قرار می دهد، بهتر است موضوع دقیق تر بررسی شود.

راهنمای NHS نیز تاکید می کند زمانی که اضطراب شروع به تاثیر گذاشتن بر زندگی روزانه، مدرسه، خانه یا روابط اجتماعی کودک می کند، دریافت کمک تخصصی می تواند لازم باشد.

وقتی علائم جسمی مرتب تکرار می شوند

دل درد، سردرد، تهوع یا احساس ناخوشی قبل از مدرسه می توانند همراه اضطراب دیده شوند. اما همان طور که قبلا گفتیم، نباید هر علامت جسمی را از ابتدا به اضطراب نسبت داد.

اگر این علائم شدید، مکرر یا نگران کننده اند، ارزیابی پزشکی اهمیت دارد.

در کنار آن، می توانید الگوی علائم را هم بررسی کنید. مثلا آیا بیشتر در شب قبل از مدرسه ظاهر می شوند؟ صبح روزهای مدرسه شدیدترند؟ در تعطیلات هم وجود دارند؟ بعد از ورود کودک به مدرسه چه اتفاقی می افتد؟

این اطلاعات به پزشک یا روانشناس کمک می کند تصویر دقیق تری از شرایط داشته باشد.

وقتی کودک قبلا راحت جدا می شد و ناگهان شرایط عوض شده است

تغییر ناگهانی ارزش توجه دارد.

کودکی که چند ماه بدون مشکل به مدرسه می رفته و حالا ناگهان از رفتن می ترسد، لزوما دچار «وابستگی بیشتر» نشده است.

ممکن است اتفاقی در مدرسه افتاده باشد. شاید رابطه اش با یکی از بچه ها تغییر کرده، در یک درس احساس ناتوانی می کند، از معلم یا موقعیتی خاص می ترسد یا تجربه ناخوشایندی داشته که هنوز نتوانسته درباره آن صحبت کند.

گاهی هم تغییرهای خارج از مدرسه، مثل جابه جایی خانه، بیماری یکی از اعضای خانواده، از دست دادن فردی نزدیک یا تغییر مهم دیگری در زندگی کودک می تواند روی احساس امنیت او اثر بگذارد.

در چنین شرایطی بهتر است به جای تمرکز صرف روی رفتار صبح، ببینیم چه چیزی در زندگی کودک تغییر کرده است.

در جلسه ارزیابی روانشناسی چه اتفاقی می افتد؟

مراجعه به روانشناس قرار نیست از همان جلسه اول به معنی تشخیص یک اختلال باشد.

ارزیابی کمک می کند تصویر روشن تری از مشکل به دست بیاید.

روانشناس ممکن است درباره زمان شروع نگرانی، شرایطی که اضطراب در آن بیشتر می شود، رفتار کودک بعد از جدا شدن، وضعیت خواب و مدرسه، تغییرهای اخیر زندگی و تجربه کودک در ارتباط با همسالان سوال کند.

بسته به سن کودک، بخشی از ارزیابی می تواند با والد انجام شود و بخشی هم با خود کودک. گاهی اطلاعات مربی یا معلم نیز برای کامل شدن تصویر مفید است.

کمک گرفتن قرار نیست کودک را برچسب بزند

بعضی والدین مراجعه را عقب می اندازند چون نگران اند به کودک گفته شود «تو اضطراب داری» یا احساس کند مشکلی در او وجود دارد.

اما یک ارزیابی خوب بیشتر از اینکه دنبال برچسب باشد، دنبال فهمیدن الگوی مشکل است.

مثلا:

  • کودک از چه چیزی می ترسد؟
  • چه موقع هایی اضطراب شدیدتر می شود؟
  • والد و مربی در آن لحظه چه واکنشی نشان می دهند؟
  • چه عواملی باعث می شوند شرایط آسان تر یا سخت تر شود؟
  • آیا موضوع دیگری در مدرسه یا زندگی کودک نیاز به توجه دارد؟

بعد از روشن شدن این تصویر می شود درباره قدم بعدی تصمیم گرفت. برای بعضی کودکان چند تغییر در رفتار والد و هماهنگی با مدرسه کافی است و برای بعضی دیگر ممکن است جلسات درمانی پیشنهاد شود.

درمان اضطراب جدایی چگونه می تواند کمک کند؟

اگر ارزیابی نشان دهد اضطراب جدایی به شکل قابل توجهی زندگی کودک را مختل کرده، درمان می تواند روی کاهش اجتناب، افزایش تحمل جدایی و یاد گرفتن مهارت هایی برای کنار آمدن با نگرانی تمرکز کند.

در این مسیر، نقش والد هم مهم است. والد یاد می گیرد چطور احساس کودک را ببیند، بدون اینکه ناخواسته اجتناب از جدایی را تقویت کند.

روش درمان برای همه کودکان یکسان نیست و سن کودک، شدت مشکل و علت هایی که در ارزیابی مشخص می شوند روی برنامه درمان تاثیر دارند.

اگر احساس می کنید اضطراب جدایی دارد حضور کودک در مهد یا مدرسه، خواب یا زندگی روزمره خانواده را به شکل قابل توجهی درگیر می کند، می توانید درباره روند درمان اضطراب جدایی کودک و نوجوان در آوای درون بیشتر بخوانید. هدف از ارزیابی این است که قبل از انتخاب راهکار، مشخص شود کودک دقیقا با چه چیزی درگیر است.

HealthyChildren

“You and your child may need professional assistance to deal with it.”

ترجمه: «ممکن است شما و کودکتان برای مدیریت این شرایط به کمک تخصصی نیاز داشته باشید.»

اضطراب جدایی

سوالات متداول والدین درباره اضطراب جدایی در مهد و مدرسه

آیا ماندن مادر در مهد به کودک کمک می کند؟

گاهی حضور کوتاه والد در روزهای اول بخشی از برنامه سازگاری خود مهد است و می تواند برای بعضی کودکان مفید باشد. اما بهتر است این حضور از قبل با مربی هماهنگ شده باشد و معلوم باشد قرار است چطور و به تدریج تمام شود.

اگر والد هر روز بدون برنامه مدت طولانی در کلاس بماند، کودک ممکن است نتواند بفهمد چه زمانی قرار است جدایی واقعی اتفاق بیفتد.

بنابراین جواب برای همه کودکان یکسان نیست. سن کودک، تجربه قبلی او و شیوه ورود مهد اهمیت دارد. بهتر است والد و مربی یک برنامه روشن داشته باشند، نه اینکه هر صبح بر اساس شدت گریه تصمیم تازه ای بگیرند.

اگر بعد از رفتن والد آرام شود، چه معنایی دارد؟

معمولا یعنی سخت ترین بخش برای کودک همان لحظه جدا شدن بوده است.

ممکن است کودک موقع رفتن شما واقعا ناراحت باشد و چند دقیقه بعد هم واقعا بتواند وارد بازی شود. این دو موضوع با هم تناقضی ندارند.

پس اگر مربی می گوید «همین که رفتید آرام شد»، بهتر است نتیجه نگیریم که کودک نمایش بازی کرده یا گریه اش واقعی نبوده است.

اتفاقا این اطلاعات می تواند امیدوار کننده باشد، چون نشان می دهد کودک بعد از عبور از لحظه جدایی توانسته با محیط ارتباط برقرار کند.

چیزی که بهتر است در روزهای بعد دنبال کنید روند است. آیا زمان لازم برای آرام شدن کمتر می شود؟ آیا کودک راحت تر وارد فعالیت می شود؟ این تغییرها از وجود یا نبود گریه مهم ترند.

اگر قبلا راحت به مهد یا مدرسه می رفت و ناگهان مقاومت می کند، چه کنیم؟

تغییر ناگهانی را بهتر است فقط به «وابسته شدن» کودک نسبت ندهید.

اول ببینید چه چیزی تغییر کرده است. تغییر مربی یا معلم، جابه جایی کلاس، اختلاف با یکی از بچه ها، قلدری، فشار درسی، تجربه خجالت آور در کلاس یا حتی اتفاقی بیرون از مدرسه می تواند روی رفتار کودک اثر بگذارد.

گفت و گو را هم بهتر است در یک زمان آرام انجام دهید، نه جلوی در مدرسه.

مثلا به جای:

«چرا دوباره مدرسه نمی ری؟»

می توانید بپرسید:

«فکر می کنی از وقتی رفتن به مدرسه سخت شده، چیزی اونجا تغییر کرده؟»

همزمان با معلم یا مربی هم صحبت کنید تا بدانید آیا تغییری در رفتار کودک داخل کلاس دیده شده است.

آیا دل درد قبل از مدرسه می تواند با اضطراب مرتبط باشد؟

بله، اضطراب در بعضی کودکان می تواند همراه با علائم جسمی مثل دل درد، سردرد، تهوع یا احساس ناخوشی دیده شود.

اما این به معنی آن نیست که هر دل دردی روانشناختی است.

اگر علائم تکرار می شوند، شدید هستند یا درباره وضعیت جسمی کودک نگرانی دارید، بررسی پزشکی اهمیت دارد. در کنار آن می توانید ببینید علائم در چه موقعیت هایی ظاهر می شوند و آیا ارتباطی با روزهای مدرسه دارند.

بهتر است به کودک نگویید:

«چیزی نیست، داری بهانه می گیری.»

حتی وقتی اضطراب در ایجاد یک علامت جسمی نقش دارد، احساسی که کودک تجربه می کند واقعی است.

سازگار شدن کودک با مهد یا مدرسه چقدر زمان می برد؟

یک زمان ثابت برای همه کودکان وجود ندارد.

بعضی کودکان خیلی زود با محیط ارتباط می گیرند و بعضی دیگر برای احساس امنیت به زمان بیشتری نیاز دارند. سن، خلق و خو، تجربه های قبلی جدایی، رابطه با مربی و اتفاق هایی که در محیط می افتد روی این روند اثر دارند.

به جای شمردن روزها، بهتر است به جهت حرکت نگاه کنید.

آیا کودک کم کم راحت تر وارد می شود؟ آیا بعد از رفتن شما زودتر آرام می شود؟ آیا می تواند در بازی و فعالیت های روز شرکت کند؟ آیا نگرانی او نسبت به قبل کمتر شده یا برعکس، شدیدتر شده است؟

اگر با گذشت زمان مشکل شدیدتر می شود یا حضور در مدرسه و زندگی روزمره را مختل می کند، بهتر است منتظر یک زمان فرضی برای «عادت کردن» نمانید و شرایط را بررسی کنید.

آیا باید مهد یا مدرسه را عوض کنیم؟

صرف گریه هنگام جدایی معمولا اطلاعات کافی برای چنین تصمیمی نمی دهد.

قبل از تغییر محیط بهتر است بفهمیم مشکل دقیقا کجاست. اگر مسئله اصلی ترس از جدا شدن از والد باشد، ممکن است کودک در محیط جدید هم همان نگرانی را تجربه کند.

اما شرایط دیگری هم وجود دارد. اگر کودک در محیط احساس امنیت نمی کند، با قلدری یا رفتار نامناسب روبرو شده یا مشکل مشخصی در مدرسه وجود دارد که با پیگیری حل نمی شود، شرایط فرق می کند و موضوع باید جدی بررسی شود.

قبل از تصمیم، اطلاعات کودک، والد و مدرسه را کنار هم بگذارید. گاهی یک گفت و گوی دقیق با مربی مسئله را روشن می کند و گاهی ارزیابی تخصصی کمک می کند بفهمید تغییر محیط واقعا به نفع کودک است یا نه.

یک نکته آخر برای روزهای سخت

اگر فردا صبح دوباره کودک جلوی در مدرسه گریه کرد، لازم نیست تمام توصیه های این مقاله را همان لحظه اجرا کنید.

یک کار کوچک کافی است.

برنامه صبح را تا جای ممکن آرام نگه دارید، احساس کودک را ببینید، یک خداحافظی روشن داشته باشید و بعد از مدرسه از مربی بپرسید چه اتفاقی افتاد.

همین اطلاعات، روز به روز تصویر روشن تری به شما می دهد.

اگر می بینید نگرانی کودک ادامه پیدا کرده و نمی دانید مسئله بخشی از سازگاری با محیط تازه است یا نیاز به بررسی بیشتری دارد، می توانید فرم ارزیابی آوای درون را تکمیل کنید تا شرایط کودک برای انتخاب قدم بعدی با دقت بیشتری بررسی شود.

قرار نیست هر گریه ای درمان شود. قرار است بفهمیم کودک چه چیزی را سخت تجربه می کند و چه نوع حمایتی در همان مرحله برایش مناسب تر است.

منابع علمی

برای تدوین توصیه های این راهنما از مطالب آموزشی HealthyChildren درباره اضطراب جدایی و راهنمای اجتناب از مدرسه در کودکان استفاده شده است.

به اشتراگ بگذارید:
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *