اینکه ببینید کودکتان شما، خواهر یا برادرش، یا بچه دیگری را می زند، می تواند هم نگران کننده باشد و هم گیج کننده. شاید همان لحظه ندانید دستش را بگیرید، او را از موقعیت دور کنید، بی توجه باشید یا شروع به توضیح دادن کنید. مخصوصا وقتی این رفتار چند بار تکرار شده، سوال اصلی خیلی از والدین همین است: «با کودک دست بزن چگونه رفتار کنیم؟»
اول از همه بهتر است خود رفتار را از هویت کودک جدا کنیم. کودکی که در یک موقعیت می زند، لزوما «بچه پرخاشگر» یا «بچه بد» نیست. در سال های ابتدایی زندگی، بعضی کودکان هنوز توان کافی برای کنترل تکانه، تحمل ناکامی یا بیان خواسته و عصبانیت با کلمات را ندارند. آکادمی اطفال آمریکا هم توضیح می دهد که کودکان خردسال ممکن است هنگام ناکامی به زدن یا گاز گرفتن روی بیاورند، چون خودکنترلی آن ها هنوز در حال رشد است.
اما طبیعی بودن نسبی بعضی واکنش های فیزیکی در سنین پایین به این معنی نیست که زدن را نادیده بگیریم. اگر رفتار وارد درگیری فیزیکی شده، اولویت همان لحظه حفظ ایمنی است. بعد از آرام شدن فضا می شود سراغ آموزش رفت، نه وسط اوج عصبانیت.
وقتی کودک همین حالا کسی را می زند، چه کار کنیم؟
اگر کودک در حال زدن، گاز گرفتن یا آسیب زدن است، آرام اما سریع جلوی ادامه رفتار را بگیرید. کودک را از فرد مقابل جدا کنید یا فاصله امن ایجاد کنید، بدون اینکه خودتان او را بزنید یا تحقیر کنید. با یک جمله کوتاه مثل «نمی گذارم بزنی» یا «زدن درد دارد» مرز را روشن کنید. اول به فرد آسیب دیده رسیدگی کنید و توضیح طولانی را برای وقتی بگذارید که کودک آرام تر شده است.
یک نکته مهم همین جا وجود دارد. آکادمی اطفال آمریکا بین دعوای خفیف کودکان و درگیری فیزیکی تفاوت می گذارد. اگر اختلاف کوچک است و کودکان هنوز در حال تلاش برای حل آن هستند، همیشه لازم نیست بزرگسال بلافاصله وارد شود. اما اگر دعوا به زدن یا گاز گرفتن رسیده و ادامه پیدا می کند، باید برای حفظ ایمنی مداخله کرد.
متن اصلی از American Academy of Pediatrics:
“Step in if children get into a physical fight that continues even after they’re told to stop.”
«اگر کودکان وارد درگیری فیزیکی شدند و حتی پس از گفته شدنِ توقف، دعوا ادامه پیدا کرد، مداخله کنید.»
نکته مهم این است که هدف از مداخله، تنبیه یا شرمنده کردن کودک نیست. در آن چند ثانیه اول فقط می خواهیم آسیب متوقف شود. بررسی اینکه چرا کودک زده و آموزش اینکه دفعه بعد چه کاری می تواند جایگزین زدن کند، مرحله بعدی است.

کودکم دیگران را می زند؛ با دست بزن داشتن کودک چه کنیم؟
دیدن اینکه کودک شما را می زند، خواهر یا برادرش را هل می دهد یا در مهد دست روی بچه دیگری بلند می کند، می تواند واقعا گیج کننده باشد. خیلی از والدین در همان چند ثانیه اول نمی دانند چه واکنشی درست تر است. دست کودک را بگیرند؟ او را از جمع بیرون ببرند؟ بی توجه باشند؟ توضیح بدهند؟ یا منتظر بمانند تا آرام شود؟
اگر شما هم با خودتان گفته اید «کودکم دیگران را می زند، چه کار کنم؟» اولین نکته این است که بین خود کودک و رفتارش تفاوت بگذاریم. زدن یک رفتار است، نه تعریف شخصیت کودک. اصطلاح «دست بزن داشتن کودک» در زبان روزمره والدین زیاد استفاده می شود، اما بهتر است کودک را با چنین برچسبی معرفی نکنیم.
در سال های ابتدایی زندگی، کنترل تکانه و توانایی بیان احساسات هنوز در حال رشد است. به همین دلیل ممکن است یک کودک خردسال وقتی عصبانی، خسته یا ناکام می شود، به جای اینکه بتواند مشکلش را با کلمات توضیح دهد، بزند یا گاز بگیرد. آکادمی اطفال آمریکا نیز توضیح می دهد که کودکان نوپا و پیش دبستانی ممکن است هنوز خودکنترلی کافی برای بیان آرام خشم نداشته باشند و هنگام ناکامی واکنش فیزیکی نشان دهند.
این موضوع البته به این معنا نیست که زدن باید نادیده گرفته شود. اتفاقا یکی از مهم ترین نکاتی که والدین باید بدانند همین تفاوت است: هر رفتار ناخوشایندی نیاز به مداخله فوری ندارد، اما وقتی رفتار به آسیب فیزیکی رسیده است، اولویت با متوقف کردن آسیب و حفظ ایمنی است. بعد از آرام شدن کودک، زمان آموزش و بررسی علت رفتار می رسد.
پاسخ سریع: وقتی کودک همین حالا کسی را می زند، چه کار کنیم؟
اگر کودک در حال زدن، گاز گرفتن یا آسیب زدن به فرد دیگری است، آرام اما جدی جلوی ادامه رفتار را بگیرید. اگر لازم است بین دو کودک فاصله ایجاد کنید یا کودک را برای چند لحظه از موقعیت درگیری دور کنید.
در همان لحظه نیازی به توضیح طولانی نیست. یک جمله کوتاه و روشن مثل «نمی گذارم بزنی» یا «زدن درد دارد» برای مشخص کردن مرز کافی است.
بعد، به کسی که آسیب دیده توجه کنید. این کار کمک می کند تمام توجه محیط به رفتار زدن منتقل نشود و در عین حال کودک ببیند که آسیب دیدن دیگری موضوع مهمی است.
وقتی تنش کمتر شد، می توانید درباره اتفاق صحبت کنید و به کودک راه دیگری برای نشان دادن ناراحتی یا خواسته اش یاد بدهید. وسط جیغ، عصبانیت یا درگیری فیزیکی معمولا زمان مناسبی برای سخنرانی و توضیح مفصل نیست.
آکادمی اطفال آمریکا در راهنمای رفتار پرخاشگرانه کودکان یک تفکیک مهم دارد. اگر اختلاف بین کودکان جزئی است، گاهی بهتر است بزرگسال کمی فاصله بگیرد و فرصت حل مسئله را به خود کودکان بدهد. اما اگر اختلاف به درگیری فیزیکی رسیده و با وجود درخواست برای توقف ادامه پیدا می کند، بزرگسال باید مداخله کند و کودکان را تا زمان آرام شدن از هم جدا نگه دارد.
American Academy of Pediatrics
“Step in if children get into a physical fight that continues even after they’re told to stop.”
«اگر کودکان وارد درگیری فیزیکی شدند و حتی بعد از اینکه از آن ها خواسته شد متوقف شوند، درگیری ادامه داشت، مداخله کنید.»
پس هدف واکنش والد در چند ثانیه اول این نیست که کودک را تنبیه کند یا همان جا به او درس بدهد. اول باید رفتار آسیب زا متوقف شود. بعد می توان بررسی کرد چه چیزی قبل از زدن اتفاق افتاده، کودک چه نیازی داشته و دفعه بعد چه رفتاری می تواند جای زدن را بگیرد.
وقتی کودک دیگران را می زند، همان لحظه چه کنیم؟
وقتی کودک دستش را بالا می برد و بچه دیگری را می زند، واکنش چند ثانیه اول اهمیت زیادی دارد. در این لحظه قرار نیست علت رفتار را پیدا کنید یا کودک را قانع کنید که کارش اشتباه بوده است. اولویت اول، متوقف کردن آسیب و امن کردن موقعیت است.
این نکته مهم است، چون «بی توجهی» برای همه رفتارهای کودک توصیه مناسبی نیست. راهنمای والدگری CDC بی توجهی را بیشتر برای بعضی رفتارهای خفیف و جلب توجه کننده مطرح می کند و به صراحت می گوید رفتارهایی که باعث آسیب به خود کودک یا دیگران می شوند نباید نادیده گرفته شوند و باید متوقف شوند.
اول جلوی ادامه زدن را بگیرید
اگر کودک دوباره می خواهد بزند، بین او و فرد مقابل فاصله ایجاد کنید و اجازه ندهید ضربه دیگری وارد شود. بسته به سن کودک و موقعیت، ممکن است لازم باشد او را از محدوده درگیری دور کنید یا اسباب بازی مورد اختلاف را موقتا کنار بگذارید.
هدف این کار تنبیه کردن نیست. شما فعلا فقط دارید از ادامه آسیب جلوگیری می کنید.
اگر دو کودک بر سر یک وسیله دعوا کرده اند، برای مثال می توانید بازی را متوقف کنید و بگویید:
- «نمی گذارم بزنی.»
- «زدن درد دارد. دست ها برای زدن نیستند.»
جمله بهتر است کوتاه، روشن و متناسب با سن کودک باشد. CDC نیز در توصیه های مربوط به قوانین رفتاری کودکان خردسال تاکید می کند که قانون باید مشخص باشد. برای مثال، به جای یک دستور مبهم، می توان برای کودک توضیح داد که زدن، گاز گرفتن یا لگد زدن جزو رفتارهایی است که به دیگری آسیب می زند.
به کودکی که آسیب دیده هم توجه کنید
فرض کنید دو کودک سر یک ماشین اسباب بازی دعوا کرده اند و فرزند شما کودک دیگر را می زند. طبیعی است که تمام توجه شما فورا به فرزند خودتان جلب شود، اما بهتر است فرد آسیب دیده را هم نادیده نگیرید.
ابتدا مطمئن شوید آسیبی ندیده و اگر نیاز دارد، به او رسیدگی کنید. بعد می توانید به وضعیت کودک خودتان برگردید.
این کار یک پیام ساده دارد: وقتی کسی آسیب می بیند، حال او اهمیت دارد.
در این مرحله لازم نیست از کودک بخواهید فورا توضیح بدهد چرا زده است. ممکن است خودش هم هنوز نتواند پاسخ دقیقی بدهد، مخصوصا اگر خردسال باشد یا همچنان عصبانی و آشفته باشد.
وسط عصبانیت، زمان آموزش طولانی نیست
یکی از اشتباه های قابل درک والدین این است که همان لحظه شروع می کنند به توضیح دادن:
«چند بار گفتم نباید بزنی؟ اگر یکی تو را بزند دوست داری؟ چرا این کار را کردی؟ مگه نگفتیم بچه ها را نمی زنیم؟»
اما کودکی که هنوز به شدت عصبانی یا آشفته است، لزوما در وضعیت مناسبی برای یک گفت و گوی طولانی و حل مسئله نیست.
CDC در راهنمای تنظیم هیجان کودکان خردسال توصیه می کند ابتدا ایمنی کودک و اطرافیان تامین شود و برای گفت و گو درباره احساسات و پیدا کردن راه حل، صبر کنیم تا والد و کودک هر دو آرام تر شده باشند.
یعنی ترتیب کار مهم است:
- اول آسیب را متوقف کنید.
- بعد اجازه بدهید شدت هیجان پایین بیاید.
- سپس درباره اتفاق و رفتار جایگزین صحبت کنید.
این تفاوت کوچک، یکی از نکات مهم در برخورد با کودکی است که دیگران را می زند. مرزبندی رفتاری لازم است، اما آموزش قرار نیست وسط اوج درگیری اتفاق بیفتد.
اگر کودک بعد از متوقف کردن زدن گریه کرد چه؟
گریه کردن بعد از اینکه جلوی رفتار کودک را گرفته اید، لزوما به این معنا نیست که باید مرز را بردارید.
ممکن است کودک هنوز اسباب بازی را بخواهد، از پایان بازی عصبانی باشد یا از اینکه نتوانسته خواسته اش را عملی کند ناراحت شده باشد. می شود احساس او را پذیرفت و همزمان اجازه زدن نداد.
مثلا: «می دونم خیلی عصبانی شدی چون ماشین رو می خواستی. ولی نمی گذارم بزنی.»
در این جمله دو موضوع از هم جدا شده اند: احساس کودک قابل پذیرش است، اما رفتار آسیب زا محدود می شود. راهنمای CDC درباره آموزش هیجان نیز بر همین تفکیک تاکید دارد: والد می تواند احساس کودک را ببیند و نام گذاری کند، در حالی که در صورت نیاز برای رفتار او حد و مرز می گذارد.
چه بگوییم و چه نگوییم؟
به جای اینکه بگویید:
«تو همیشه بچه ها رو می زنی.»
بگویید:
«نمی گذارم بزنی.»
به جای:
«تو بچه بدی هستی.»
بگویید:
«زدن درد دارد.»
به جای:
«اگر یک بار دیگه بزنی می بینی چی میشه.»
اگر پیامدی مشخص و قابل اجرا وجود دارد، همان را روشن بگویید:
«اگر با این اسباب بازی همدیگه رو بزنید، فعلا اسباب بازی رو کنار می گذارم.»
به جای پرسیدن مکرر:
«چرا زدی؟ چرا این کارو کردی؟»
می توانید صبر کنید تا کودک آرام شود و بعد بپرسید:
«قبل از اینکه بزنی چه اتفاقی افتاد؟»
این تفاوت در جمله ها قرار نیست یک شبه رفتار کودک را تغییر دهد. ارزش آن در این است که مرز را واضح نگه می دارد، بدون اینکه رفتار کودک تبدیل به برچسبی درباره شخصیت او شود.
آیا باید زدن را نادیده بگیریم؟
اگر منظور از نادیده گرفتن این است که وقتی کودک کسی را می زند هیچ مداخله ای نکنیم، خیر.
CDC صریحا بین رفتارهای خفیف و رفتارهای خطرناک یا آسیب زا تفاوت می گذارد. بی توجهی ممکن است برای برخی رفتارهای جزئی که با هدف گرفتن توجه تکرار می شوند کاربرد داشته باشد، اما اگر کودک خودش یا فرد دیگری را آزار می دهد، رفتار باید متوقف شود.
این همان نقطه ای است که برخورد با «دست بزن داشتن کودک» باید دقیق تر از توصیه کلی «توجه نکنید تا رفتار خاموش شود» باشد. قبل از فکر کردن به پیامد رفتاری، تشویق یا آموزش، باید مشخص کنیم آیا در آن لحظه کسی در معرض آسیب است یا نه.
بعد از آرام شدن چه کنیم؟
وقتی کودک و محیط آرام تر شدند، تازه بخش آموزشی شروع می شود. می توان درباره اتفاقی که قبل از زدن افتاد صحبت کرد و به کودک کمک کرد یک رفتار جایگزین پیدا کند.
مثلا اگر دعوا بر سر اسباب بازی بوده، رفتار جایگزین می تواند درخواست کردن، نوبت گرفتن یا کمک خواستن از بزرگسال باشد. اگر کودک از شنیدن «نه» عصبانی شده، قرار است به مرور یاد بگیرد ناراحتی خود را بدون آسیب زدن نشان دهد.
CDC هم در توصیه های رفتاری خود تاکید می کند که فقط گفتن اینکه چه کاری ممنوع است کافی نیست و توجه به رفتار مطلوب و نشان دادن آنچه انتظار داریم، بخش مهمی از یادگیری کودک است.

چرا کودک دیگران را می زند؟
وقتی یک کودک چند بار دیگران را می زند، اولین سوال والد معمولا این است: «چرا این کار را می کند؟» پاسخ همیشه یکسان نیست. زدن می تواند در موقعیت های مختلف، کارکردهای متفاوتی داشته باشد و فقط با دیدن خود رفتار نمی شود علت آن را مشخص کرد.
این نکته مخصوصا درباره کودکان خردسال مهم است. پژوهش های رشدی نشان می دهند رفتارهایی مثل زدن، گاز گرفتن و لگد زدن می توانند از سال های ابتدایی زندگی دیده شوند. در یک مطالعه با بیش از ۲۲۰۰ کودک، رفتارهای پرخاشگری فیزیکی در سال دوم زندگی افزایش پیدا کرد و از حدود سه سالگی به بعد روند کاهشی نشان داد. این یافته به این معنی نیست که هر نوع زدن در این سن طبیعی و قابل چشم پوشی است. معنایش این است که هنگام بررسی رفتار باید توانایی رشدی کودک را هم در نظر گرفت.
گاهی کودک هنوز راه بهتری برای بیان خواسته اش ندارد
برای یک بزرگسال، گفتن جمله ای مثل «این اسباب بازی را می خواهم» یا «عصبانی هستم چون نوبتم نشد» ساده به نظر می رسد. برای یک کودک دو یا سه ساله، همین کار ممکن است هنوز دشوار باشد.
پژوهش های انجام شده درباره ارتباط زبان و پرخاشگری فیزیکی نشان داده اند که در سال های ابتدایی زندگی، بین توانایی زبانی پایین تر و پرخاشگری فیزیکی ارتباط محدودی وجود دارد. این رابطه ساده و مستقیم نیست و نمی توان گفت هر کودکی که دیگران را می زند مشکل زبانی دارد. اما برای بعضی کودکان، ناتوانی در بیان خواسته یا احساس می تواند یکی از عوامل موثر در موقعیت درگیری باشد.
مثلا کودکی را تصور کنید که اسباب بازی اش را کودک دیگری برداشته است. او ممکن است هنوز نتواند بگوید:
«من داشتم با این بازی می کردم. لطفا پسش بده.»
در چنین شرایطی ممکن است دستش را جلو ببرد، هل بدهد یا بزند. اینجا فقط گفتن «نزن» کافی نیست. کودک در ادامه نیاز دارد راه جایگزین را هم یاد بگیرد.
ناکامی و عصبانیت می توانند به رفتار فیزیکی منجر شوند
یکی از موقعیت های رایج برای زدن، زمانی است که کودک با محدودیت یا ناکامی روبه رو می شود. چیزی را می خواهد و نمی گیرد، بازی اش متوقف می شود، باید وسیله ای را با کودک دیگری شریک شود یا پاسخ «نه» می شنود.
آکادمی اطفال آمریکا درباره کودکان دو ساله توضیح می دهد که در این سن، کنترل تکانه های هیجانی هنوز محدود است و خشم و ناکامی ممکن است ناگهان به شکل گریه، جیغ، زدن، گاز گرفتن یا لگد زدن دیده شود.
بنابراین اگر کودک بعد از شنیدن «نه» مادرش را می زند، فقط خود ضربه را نبینید. اتفاق چند ثانیه قبل از آن هم مهم است.
- آیا بازی قطع شد؟
- آیا وسیله ای از او گرفته شد؟
- آیا کودک دیگری وارد بازی او شد؟
- آیا چیزی را می خواست اما نتوانست منظورش را منتقل کند؟
جواب این سوال ها به معنی توجیه کردن زدن نیست. زدن همچنان باید متوقف شود. اما برای کاهش احتمال تکرار، دانستن اینکه چه چیزی معمولا قبل از رفتار رخ می دهد اطلاعات ارزشمندی به والد می دهد.
خستگی، گرسنگی یا فشار محیطی را هم بررسی کنید
گاهی رفتار کودک در ساعت ها یا موقعیت های خاص بیشتر می شود. مثلا نزدیک زمان خواب، بعد از یک روز شلوغ، هنگام گرسنگی یا زمانی که کودک در محیطی پر سر و صدا و پرتحریک قرار گرفته است.
CDC به والدین توصیه می کند هنگام بررسی رفتار کودکان خردسال، نیازهایی مانند گرسنگی، خستگی یا بیماری را نادیده نگیرند. اگر رفتار در چنین شرایطی رخ می دهد، لازم است ابتدا نیاز یا ناراحتی کودک بررسی شود.
این یعنی بهتر است فقط نپرسیم «چرا بچه من می زند؟» بلکه دقیق تر نگاه کنیم: «بیشتر چه وقت هایی می زند؟»
ممکن است متوجه شوید زدن در پایان مهمانی های طولانی، قبل از خواب یا زمانی که چند کودک همزمان بر سر یک وسیله رقابت می کنند بیشتر اتفاق می افتد. همین الگو می تواند برای پیشگیری از بعضی موقعیت ها کمک کننده باشد.
کودک از رفتار اطرافیان هم یاد می گیرد
کودکان فقط از توضیح های ما یاد نمی گیرند. رفتار بزرگسالان را هم می بینند.
انجمن روانشناسی آمریکا بر اساس مرور شواهد درباره تنبیه بدنی هشدار می دهد که استفاده بزرگسال از نیروی فیزیکی می تواند الگویی نامناسب برای حل تعارض در اختیار کودک قرار دهد. پژوهش های مرور شده توسط APA، تنبیه بدنی را با افزایش رفتارهای پرخاشگرانه در کودکان مرتبط دانسته اند.
بنابراین اگر قرار است به کودک یاد بدهیم «برای حل اختلاف نمی زنیم»، رفتار بزرگسالان اطراف او هم باید همین پیام را منتقل کند.
این موضوع فقط به کتک زدن کودک محدود نیست. کودک نحوه برخورد اعضای خانواده با عصبانیت، اختلاف و ناکامی را هم مشاهده می کند. به همین دلیل، الگویی که در خانه برای حل تعارض می بیند بخشی از محیط یادگیری اوست.
اتفاقی که بعد از زدن می افتد هم مهم است
یکی از قسمت هایی که در بررسی علت زدن کودک معمولا کمتر دیده می شود، اتفاقی است که بعد از رفتار می افتد.
فرض کنید کودک خواهرش را می زند و بلافاصله اسباب بازی مورد نظر را به دست می آورد. یا کودک مادرش را می زند و محدودیتی که والد تعیین کرده بود، برای پایان دادن به گریه و دعوا کنار گذاشته می شود. این به معنی «حسابگری» کودک نیست. موضوع، یادگیری از پیامد رفتار است.
CDC توضیح می دهد که توجه و پیامدهایی که بلافاصله بعد از یک رفتار اتفاق می افتند می توانند احتمال تکرار آن رفتار را تغییر دهند. حتی توجه منفی هم در بعضی موقعیت ها می تواند برای کودک نوعی توجه محسوب شود.
پس برای فهمیدن علت کتک زدن دیگران توسط کودک، فقط به لحظه زدن نگاه نکنید. سه قسمت را کنار هم ببینید:
- قبل از زدن چه اتفاقی افتاد؟
- کودک دقیقا چه کرد؟
- بعد از آن چه اتفاقی افتاد؟
مثلا:
- قبل از رفتار: خواهر کوچک تر ماشین را برداشت.
- رفتار: کودک او را هل داد و زد.
- بعد از رفتار: خواهر گریه کرد و ماشین دوباره به کودک داده شد.
این مشاهده هنوز به ما نمی گوید کودک «چرا» چنین رفتاری دارد، اما یک سرنخ مهم نشان می دهد: زدن در آن موقعیت باعث شده کودک دوباره به وسیله مورد نظرش برسد. همین اطلاعات برای تصمیم گیری درباره آموزش رفتار جایگزین بسیار مفیدتر از برچسب هایی مثل «لجباز»، «پرخاشگر» یا «دست بزن دار» است.
آیا زدن همیشه نشانه یک مشکل روانشناختی است؟
خیر. یک یا چند بار زدن به تنهایی برای تشخیص یک اختلال کافی نیست.
مطالعات رشدی نشان داده اند پرخاشگری فیزیکی در سال های نخست کودکی در بسیاری از کودکان دیده می شود و مسیر آن در کودکان مختلف یکسان نیست. بعضی رفتارهای فیزیکی با افزایش سن کمتر می شوند، در حالی که در گروهی از کودکان ممکن است شدت یا تکرار بیشتری داشته باشند.
برای همین، متخصص فقط نمی پرسد «آیا کودک می زند؟» موارد دیگری مثل سن، دفعات، شدت، موقعیت های وقوع رفتار، آسیب وارد شده، عملکرد کودک در مهد یا مدرسه و وجود نگرانی های رشدی یا هیجانی دیگر هم اهمیت دارند.

برخورد با زدن دیگران در سنین مختلف چه تفاوتی دارد؟
واکنشی که برای یک کودک دو ساله مناسب است، لزوما برای یک کودک شش یا هفت ساله کافی نیست. دلیلش ساده است: با رشد کودک، توانایی او برای حرف زدن درباره احساسات، صبر کردن، کنترل تکانه و حل تعارض تغییر می کند.
پژوهش های طولی نشان داده اند که رفتارهای پرخاشگرانه فیزیکی مانند زدن و هل دادن می توانند از سال های ابتدایی زندگی دیده شوند. در یک مطالعه روی بیش از ۲۲۰۰ کودک، میزان پرخاشگری فیزیکی در سال دوم زندگی افزایش پیدا کرد و از حوالی سه سالگی روند کاهشی داشت. البته این فقط یک الگوی کلی رشدی است و مسیر همه کودکان یکسان نیست.
پس وقتی می پرسیم «دست بزن کودک دو ساله طبیعی است؟» یا «چرا کودک چهار ساله دیگران را می زند؟» فقط سن را نگاه نمی کنیم. شدت رفتار، دفعات تکرار، موقعیتی که زدن در آن اتفاق می افتد و توانایی های رشدی خود کودک هم اهمیت دارند.
اگر زدن شدید، مکرر یا همراه با رفتارهای نگران کننده دیگری است، آشنایی با «مشکلات و اختلالات رفتاری کودکان» می تواند به والد کمک کند تفاوت یک رفتار مقطعی با الگوی گسترده تر را بهتر بشناسد.
خلاصه تفاوت سنی در یک نگاه
دو تا سه سال:
زبان، تحمل ناکامی و کنترل تکانه هنوز در حال رشد است.
واکنش مناسب بزرگسال بیشتر بر توقف فوری رفتار، جمله کوتاه و آموزش یک جایگزین ساده تمرکز دارد.
چهار تا شش سال:
کودک معمولا ظرفیت بیشتری برای فهم قانون، نام بردن احساس و تمرین رفتار جایگزین دارد.
علاوه بر متوقف کردن زدن، می توان بعد از آرام شدن درباره اتفاق صحبت کرد و مهارت حل تعارض را تمرین کرد.
سن دبستان:
با افزایش سن، تکرار مداوم زدن نیاز به بررسی دقیق تری دارد.
روابط همسالان، مدرسه، الگوی تکرار رفتار، شدت آسیب و مشکلات همراه اهمیت بیشتری پیدا می کنند.
کودک دو تا سه ساله که دیگران را می زند
در دو تا سه سالگی، رفتار فیزیکی گاهی سریع تر از کلمات اتفاق می افتد.
کودک ممکن است اسباب بازی را بخواهد، نوبتش نرسیده باشد یا از شنیدن «نه» عصبانی شود. هنوز هم مهارت زبانی و هم توانایی متوقف کردن یک واکنش ناگهانی در حال رشد است.
پژوهش منتشر شده در PubMed درباره کودکان ۱۲ تا ۳۰ ماهه نشان داده است که تفاوت در رشد کنترل بازداری، توجه و واژگان با مسیرهای متفاوت پرخاشگری فیزیکی ارتباط دارد. این یافته به معنی آن نیست که هر کودکی که می زند مشکل زبانی یا نقص کنترل تکانه دارد. فقط نشان می دهد توانایی های شناختی و زبانی بخشی از تصویر رشد این رفتار هستند.
برای کودک دو یا سه ساله، معمولا توضیح های کوتاه و عینی کاربردی تر از سخنرانی طولانی هستند.
مثلا:
- «نمی گذارم بزنی.»
- «اگر اسباب بازی رو می خوای، بگو نوبت من.»
- «اگر کمک می خوای، من اینجام.»
اگر کودک هنوز نمی تواند جمله کامل بگوید، حتی آموزش یک یا دو کلمه کاربردی مثل «نوبت من»، «کمک» یا «بده» می تواند بخشی از تمرین باشد.
هدف این نیست که از کودک دو ساله انتظار داشته باشیم در اوج عصبانیت مثل یک بزرگسال درباره احساسش صحبت کند. اول رفتار متوقف می شود، بعد مهارت ساده تری جایگزین آن می شود.
زدن دیگران در کودک سه ساله هم باید در همین بستر دیده شود. اگر رفتار گهگاه هنگام ناکامی رخ می دهد، با رفتاری که هر روز، در چند موقعیت و با شدت بالا اتفاق می افتد یکسان نیست.
کودک چهار تا شش ساله که دست بزن دارد
در سن پیش دبستان، کودک معمولا نسبت به دو سالگی ابزارهای بیشتری برای ارتباط دارد، اما این به معنی کامل شدن خودکنترلی نیست.
انجمن روانشناسی آمریکا توضیح می دهد که کودکان پیش دبستانی هنوز در حال یادگیری بیان احساسات و تنظیم خشم هستند و رفتارهای انفجاری می توانند فرصتی برای آموزش مهارت های تنظیم هیجان باشند.
در این سن، بعد از متوقف کردن رفتار و آرام شدن کودک می توان کمی بیشتر درباره اتفاق صحبت کرد.
مثلا به جای اینکه فقط بپرسید:
«چرا زدی؟»
می توانید سوال را مشخص تر کنید:
«قبل از اینکه بزنی چه اتفاقی افتاد؟»
«تو چی می خواستی؟»
«دفعه بعد به جای زدن چی می تونی بگی؟»
اگر کودک چهار ساله دست بزن دارد، یکی از نکات مهم این است که فقط به خود ضربه نگاه نکنیم. ببینیم آیا معمولا بر سر اسباب بازی می زند، هنگام باختن در بازی، وقتی بزرگسال به او «نه» می گوید یا زمانی که نمی تواند وارد بازی بقیه بچه ها شود.
در این سن می توان رفتار جایگزین را با بازی نقش تمرین کرد.
مثلا والد نقش کودکی را بازی کند که اسباب بازی را گرفته و از کودک بپرسد:
«حالا به جای اینکه منو بزنی، چی می تونی بگی؟»
اگر کودک جواب را نمی داند، بزرگسال می تواند گزینه پیشنهاد کند:
«می تونی بگی من داشتم باهاش بازی می کردم.»
یا:
«می تونی از مربی کمک بخوای.»
تمرین وقتی کودک آرام است انجام می شود، نه وسط دعوا.
اگر کودک دبستانی دیگران را می زند
در سن مدرسه، ماجرا کمی متفاوت می شود. مطالعات طولی نشان داده اند که در بیشتر کودکان، پرخاشگری فیزیکی با افزایش سن کاهش پیدا می کند. در یک مطالعه بزرگ کانادایی که کودکان دو تا یازده ساله را بررسی کرده بود، بیشتر کودکان در مسیرهایی قرار داشتند که پرخاشگری فیزیکی آن ها با گذشت زمان کاهش پیدا می کرد. گروه کوچک تری الگوی بالاتر و پایدارتر داشتند.
به همین دلیل، اگر کودک دبستانی به طور مکرر بچه های دیگر را می زند، بهتر است فقط به جمله «عصبانی شد» اکتفا نکنیم و الگو را دقیق تر بررسی کنیم.
برای مثال:
- آیا رفتار فقط با یک کودک خاص اتفاق می افتد؟
- آیا در مدرسه هم تکرار می شود یا فقط در خانه دیده می شود؟
- آیا کودک در دوستی با همسالان مشکل پیدا کرده است؟
- آیا زدن بیشتر هنگام باخت، مسخره شدن یا احساس طرد شدن اتفاق می افتد؟
- آیا رفتار آن قدر شدید است که دیگری آسیب می بیند؟
- آیا همراه با زدن، مشکلات رفتاری یا هیجانی دیگری هم دیده می شود؟
پژوهش های طولی در کودکان سن مدرسه نشان داده اند کودکانی که در مسیر پرخاشگری فیزیکی بالا و پایدار قرار می گیرند، در مقایسه با گروه های کم خطرتر می توانند مشکلات بیشتری در سازگاری اجتماعی و رفتاری داشته باشند. این یافته ها درباره گروه های آماری است و نمی شود با دیدن چند بار زدن درباره یک کودک نتیجه گیری تشخیصی کرد.
در سن دبستان، خود کودک هم می تواند بیشتر در پیدا کردن راه حل مشارکت کند.
مثلا بعد از آرام شدن می توان پرسید:
- «فکر می کنی دفعه بعد که این اتفاق افتاد، قبل از زدن چه کاری می تونی انجام بدی؟»
- «از چه کسی می تونی کمک بگیری؟»
- «چه چیزی باعث شد این قدر عصبانی بشی؟»
این گفت و گو کمک می کند تمرکز فقط روی «نزن» باقی نماند و کودک به مرور یاد بگیرد قبل از رسیدن به رفتار فیزیکی، گزینه دیگری پیدا کند.
سن کودک مهم است، اما تنها معیار نیست
دو کودک پنج ساله ممکن است از نظر زبان، کنترل تکانه، تحمل ناکامی و تجربه های اجتماعی تفاوت زیادی با هم داشته باشند. به همین دلیل نمی توان یک دستور ثابت بر اساس عدد سن برای همه کودکان نوشت.
برای ارزیابی رفتار، بهتر است چهار موضوع کنار هم دیده شوند:
- سن و سطح رشد کودک
- شدت و تعداد دفعات زدن
- موقعیت هایی که رفتار در آن ها اتفاق می افتد
- تاثیری که رفتار بر روابط، مهد، مدرسه یا زندگی خانوادگی گذاشته است
این نگاه کمک می کند بین یک رفتار گهگاه در مسیر رشد و الگویی که نیاز به بررسی دقیق تر دارد تفاوت بگذاریم. وجود یک رفتار به تنهایی به معنی وجود اختلال نیست؛ همان طور که سن پایین کودک هم دلیل کافی برای نادیده گرفتن رفتار آسیب زا نیست.
اگر زدن شدید، مکرر یا در چند محیط مختلف ادامه پیدا می کند، بررسی گسترده تر مشکلات و اختلالات رفتاری کودکان و در صورت نیاز ارزیابی تخصصی می تواند تصویر دقیق تری از شرایط کودک بدهد.

اگر کودک مادر یا پدرش را می زند، چه کنیم؟
وقتی کودک مادر یا پدرش را می زند، تحمل موقعیت برای والد معمولا سخت تر از زمانی است که همین رفتار را با کودک دیگری می بیند. ممکن است والد احساس خشم، درماندگی یا حتی بی احترامی کند و همان لحظه بخواهد واکنش شدیدی نشان دهد.
اما برای انتخاب واکنش مناسب، بهتر است قبل از هر چیز ببینیم زدن در چه موقعیتی اتفاق افتاده است. در کودکان خردسال، زدن والد می تواند درست بعد از تجربه ناکامی دیده شود. مثلا زمانی که کودک پاسخ «نه» می شنود، وسیله ای از دسترس او خارج می شود یا فعالیت مورد علاقه اش باید تمام شود. آکادمی اطفال آمریکا درباره رشد هیجانی کودکان دو ساله توضیح می دهد که کودکان در این سن هنوز کنترل محدودی بر تکانه های هیجانی خود دارند و وقتی بزرگسال برای آن ها محدودیتی ایجاد می کند ممکن است با خشم، گریه، جیغ، زدن یا گاز گرفتن واکنش نشان دهند.
این توضیح به معنی پذیرفتن زدن نیست. احساس کودک قابل درک است، اما رفتار آسیب زا همچنان باید متوقف شود.
وقتی کودک شما را می زند، همان لحظه چه کنید؟
اگر کودک دستش را برای زدن بالا می برد یا دوباره قصد ضربه زدن دارد:
- جلوی ادامه آسیب را بگیرید و در صورت نیاز کمی فاصله ایجاد کنید.
- با صدای آرام و جمله کوتاه مرز را بیان کنید:
«نمی گذارم منو بزنی.» - وارد بحث طولانی درباره درست و غلط نشوید.
- خودتان کودک را نزنید و تهدید به زدن نکنید.
- وقتی هر دو آرام تر شدید، درباره اتفاق صحبت کنید و یک رفتار جایگزین به او نشان دهید.
CDC در راهنمای تنظیم هیجان کودکان خردسال تاکید می کند که هنگام آشفتگی شدید، ابتدا باید ایمنی کودک و اطرافیان تامین شود. گفت و گو درباره احساسات و راه حل بهتر است زمانی انجام شود که هم کودک و هم والد آرام تر شده باشند.
اگر کودک بعد از شنیدن «نه» مادر یا پدرش را می زند
یک موقعیت فرضی را در نظر بگیرید. کودک می خواهد قبل از شام شکلات بخورد. مادر می گوید: «الان نه. بعد از شام.» کودک عصبانی می شود و مادر را می زند.
در چنین لحظه ای تغییر پاسخ از «نه» به «باشه، فقط ساکت شو» ممکن است به مرور یک پیام ناخواسته ایجاد کند: بعد از اعتراض شدید یا زدن، محدودیت قابل تغییر است.
در مقابل، پاسخ می تواند این شکل را داشته باشد:
«می دونم شکلات می خوای و عصبانی شدی. نمی گذارم منو بزنی. شکلات بعد از شامه.»
در این جمله احساس کودک دیده شده است، اما مرز تغییر نکرده است.
CDC نیز در آموزش تنظیم هیجان بین احساس و رفتار تفاوت می گذارد. کودک می تواند عصبانی، ناراحت یا ناامید باشد، اما همه رفتارهایی که هنگام تجربه این احساس ها انجام می دهد قابل قبول نیستند.
اگر کودک هنگام قطع موبایل، تبلت یا تلویزیون می زند
پایان صفحه نمایش یکی از موقعیت هایی است که ممکن است برای بعضی خانواده ها با گریه، عصبانیت یا حتی رفتار فیزیکی همراه شود.
American Academy of Pediatrics توضیح می دهد که کودکان ممکن است هنگام درخواست برای خاموش کردن دستگاه دیجیتال جیغ بزنند، گریه کنند یا حتی واکنش فیزیکی نشان دهند. کودکان کم سن هنوز در حال یادگیری مدیریت خشم، ناکامی و تغییر از یک فعالیت لذت بخش به فعالیت دیگر هستند.
اگر کودک هنگام گرفتن تبلت شما را می زند، هدف این نیست که همان لحظه درباره مضرات صفحه نمایش برای او سخنرانی کنید.
اول رفتار آسیب زا را متوقف کنید:
«نمی گذارم بزنی.»
بعد مرزی را که از قبل تعیین شده حفظ کنید:
«زمان تبلت تموم شده.»
اگر کودک بسیار عصبانی است، توضیح بیشتر را برای بعد بگذارید.
American Academy of Pediatrics
“Simply hold your ground, using as few words as possible.”
«مرز خود را حفظ کنید و تا حد امکان از کلمات کمتری استفاده کنید.»
منظور این نیست که احساس کودک نادیده گرفته شود. اتفاقا در همان راهنما توصیه شده والد آرام بماند و ناراحتی کودک را درک کند، اما وسط فوران هیجانی وارد سخنرانی طولانی نشود.
برای بعضی کودکان، هشدار قبل از پایان فعالیت هم می تواند مفید باشد. مثلا چند دقیقه قبل بگویید:
«پنج دقیقه دیگه زمان تبلت تموم میشه.»
اگر تایمر برای کودک شما مفید است، می توانید از آن استفاده کنید. نکته مهم این است که این روش برای همه کودکان به یک اندازه جواب نمی دهد و قرار نیست هر بار مانع عصبانیت شود.
هماهنگی واکنش پدر و مادر مهم است
فرض کنید کودک وقتی مادر می گوید «نه» شروع به زدن می کند و مادر محدودیت را حفظ می کند، اما همان رفتار در مقابل پدر باعث می شود کودک به خواسته اش برسد.
در چنین شرایطی فهمیدن قانون برای کودک دشوارتر می شود.
آکادمی اطفال آمریکا توصیه می کند والدین، اعضای خانواده و مراقبان درباره قوانین اصلی با یکدیگر هماهنگ باشند. CDC نیز در راهنمای مدیریت رفتار بر پیامدهای روشن و نسبتا ثابت تاکید می کند.
هماهنگی به این معنی نیست که پدر و مادر باید جمله هایشان کاملا یکسان باشد یا همیشه دقیقا یک واکنش نشان دهند. منظور این است که درباره اصل مرز توافق داشته باشند.
مثلا:
- «زدن مجاز نیست.»
- «با زدن، پاسخ نه به بله تبدیل نمی شود.»
- «بعد از آرام شدن درباره خواسته ات صحبت می کنیم.»
در مقابل، این واکنش ها می توانند پیام های متناقض ایجاد کنند:
- یک بار خندیدن به زدن کودک و دفعه بعد تنبیه شدید او.
- یک والد اجازه دادن و والد دیگر ممنوع کردن همان رفتار بدون توافق قبلی.
- تهدید به پیامدی که در عمل اجرا نمی شود.
- تغییر دادن محدودیت فقط برای اینکه گریه یا درگیری سریع تر تمام شود.
چه بگوییم؟
وقتی کودک شما را می زند:
«نمی گذارم منو بزنی.»
وقتی از شنیدن «نه» عصبانی شده است:
«می دونم عصبانی شدی. جواب هنوز نه هست.»
وقتی زمان موبایل یا تبلت تمام شده است:
«می دونم دوست داری ادامه بدی. زمانش تموم شده.»
وقتی آرام شده و می خواهید آموزش را شروع کنید:
«وقتی عصبانی شدی، به جای زدن چی می تونی بگی؟»
اگر خودش پاسخی ندارد:
«می تونی بگی عصبانی ام، کمک می خوام یا هنوز می خوام بازی کنم.»
چه نگوییم؟
«یک بار دیگه منو بزنی، منم می زنمت.»
«چه بچه بدی هستی.»
«تو همیشه همین طوری هستی.»
«از دستت خسته شدم.»
«اگر دوستم داشتی منو نمی زدی.»
این جمله ها تمرکز را از رفتار مشخص کودک به شخصیت یا رابطه عاطفی او منتقل می کنند. به جای اینکه پیام «زدن قابل قبول نیست» روشن بماند، کودک ممکن است با پیام هایی درباره بد بودن خودش یا از دست دادن محبت والد روبه رو شود.
زدن متقابل کودک هم راه مناسبی برای آموزش نزدن نیست. انجمن روانشناسی آمریکا با مرور شواهد موجود درباره تنبیه بدنی نتیجه گرفته است که تنبیه فیزیکی با پیامدهای منفی رفتاری مرتبط است و می تواند به کودک الگویی فیزیکی برای پاسخ دادن به تعارض نشان دهد.
یک مثال کامل از واکنش والد
موقعیت:
پدر به کودک پنج ساله می گوید بازی تبلت تمام شده است. کودک عصبانی می شود و دست پدر را می زند.
واکنش همان لحظه: پدر تبلت را کنار می گذارد، اجازه ضربه بعدی را نمی دهد و می گوید:
«نمی گذارم منو بزنی. می دونم هنوز می خوای بازی کنی.»
کودک گریه می کند و می گوید: «می خوام بازی کنم.»
پدر محدودیت را تغییر نمی دهد: «می فهمم. زمان بازی تموم شده. وقتی آروم شدی با هم حرف می زنیم.»
بعد از آرام شدن، گفت و گو می تواند ادامه پیدا کند: «خیلی عصبانی شدی چون بازی تموم شد. دفعه بعد به جای زدن می تونی بگی عصبانی ام یا هنوز بازی می خوام.»
هدف از این گفت و گو گرفتن قولی مثل «دیگه هیچ وقت نمی زنم» نیست. کودک برای یاد گرفتن کنترل رفتار و بیان مناسب ناراحتی به تمرین و تکرار نیاز دارد.
اگر کودک فقط مادر یا فقط پدرش را می زند، هنوز نمی توان از روی این موضوع علت مشخصی تعیین کرد. بهتر است موقعیت هایی که رفتار در آن اتفاق می افتد بررسی شوند: چه کسی بیشتر محدودیت تعیین می کند؟ زدن بیشتر بعد از چه اتفاقی رخ می دهد؟ چه واکنشی بعد از آن اتفاق می افتد؟ و آیا همین رفتار با افراد دیگر هم دیده می شود؟

اگر کودک بچه های دیگر را در مهد یا مهمانی می زند
وقتی کودک در خانه مادر یا پدرش را می زند، والد معمولا خودش شاهد اتفاق است. اما در مهد کودک، خانه اقوام یا مهمانی شرایط فرق می کند. ممکن است مربی بگوید «امروز دوباره یکی از بچه ها را زد» یا والد دیگری از رفتار کودک ناراحت شده باشد و شما اصلا صحنه را ندیده باشید.
در این شرایط، قبل از سرزنش کودک یا دفاع فوری از او، بهتر است بفهمیم دقیقا چه اتفاقی افتاده است.
پژوهش ها نشان داده اند پرخاشگری فیزیکی در محیط پیش دبستانی می تواند بر روابط کودک با همسالان اثر بگذارد. در یک مطالعه روی کودکان پیش دبستانی، پرخاشگری فیزیکی بیشتر با تعاملات مثبت کمتر با همسالان و طرد بیشتر از سوی آن ها ارتباط داشت. این یافته به این معنی نیست که کودکی که یک بار دوستش را زده حتما با مشکل اجتماعی روبه رو خواهد شد. مسئله بیشتر درباره الگوی تکرارشونده رفتار است.
اگر کودک در مهد بچه ها را می زند، از مربی چه بپرسیم؟
گفتن جمله «امروز بچه ها را زد» اطلاعات زیادی درباره علت رفتار به ما نمی دهد.
بهتر است از مربی بخواهید موقعیت را دقیق تر توصیف کند:
- قبل از زدن چه اتفاقی افتاد؟
- کودک با چه کسی بازی می کرد؟
- دعوا بر سر وسیله یا نوبت بود؟
- کسی چیزی از دست کودک گرفت؟
- کودک می خواست وارد بازی دیگران شود؟
- مربی دقیقا چه واکنشی نشان داد؟
- بعد از زدن چه اتفاقی افتاد؟
- آیا این رفتار معمولا در ساعت یا فعالیت خاصی رخ می دهد؟
این سوال ها برای پیدا کردن مقصر نیستند. هدف، پیدا کردن الگوی رفتار است.
مطالعه ای که رفتار کودکان پیش دبستانی را به صورت مستقیم در محیط آموزشی مشاهده کرده بود نشان داد بخش قابل توجهی از رفتارهای پرخاشگرانه مشاهده شده در این سن از نوع فیزیکی بود. پژوهشگران بر اهمیت توجه مربیان به این تعاملات و ایجاد محیطی که رفتار اجتماعی مناسب را تقویت کند تاکید کردند.
والد و مربی بهتر است یک پیام مشترک داشته باشند
اگر در خانه به کودک می گوییم:
«وقتی اسباب بازی رو می خوای، به جای زدن درخواست کن.»
اما در مهد فقط کودک از بازی کنار گذاشته می شود و کسی رفتار جایگزین را با او تمرین نمی کند، فرصت یادگیری کمتر می شود.
بهتر است والد و مربی درباره چند اصل ساده توافق داشته باشند:
- وقتی کودک می زند، ابتدا آسیب متوقف شود.
- جمله ای کوتاه و روشن درباره ممنوع بودن زدن گفته شود.
- بعد از آرام شدن، موقعیت بررسی شود.
- به کودک رفتار جایگزین نشان داده شود.
- وقتی کودک بدون زدن تعارض را حل می کند، همان رفتار مورد توجه قرار بگیرد.
انجمن روانشناسی آمریکا نیز در توصیه های خود برای درگیری کودکان پیشنهاد می کند ابتدا کودکان آرام و در صورت نیاز از یکدیگر جدا شوند، سپس به آن ها کمک شود علت ناراحتی و راه حل مناسب تری را پیدا کنند. همچنین تاکید می شود که عصبانی بودن قابل قبول است، اما آسیب زدن به دیگران قابل قبول نیست.
اگر دعوا بر سر اسباب بازی است چه کنیم؟
دعوا بر سر اسباب بازی یکی از موقعیت های رایج در سنین پایین است.
فرض کنید کودک شما با یک ماشین بازی می کند. کودک دیگری ماشین را برمی دارد و فرزند شما او را می زند.
در همان لحظه:
- ابتدا زدن را متوقف کنید.
- اگر لازم است بین کودکان فاصله ایجاد کنید.
- وارد دادگاه خانوادگی نشوید و دنبال اعتراف گرفتن نباشید.
بعد از آرام شدن، اتفاق را برای کودک ساده کنید:
«ماشین رو می خواستی و عصبانی شدی. زدن قبول نیست.»
بعد رفتار جایگزین را تمرین کنید:
- «می تونی بگی من داشتم بازی می کردم.»
- «می تونی بگی لطفا پسش بده.»
- «اگر نتونستید حلش کنید، از مربی کمک بخواه.»
انجمن روانشناسی آمریکا درباره کودکان پیش دبستانی اشاره می کند که گرفتن وسیله از دیگری یا رفتار انفجاری می تواند در شرایطی رخ دهد که کودک هنوز واژگان و مهارت اجتماعی لازم برای بیان نیاز و احساسش را کامل یاد نگرفته است. بنابراین فرصت بعد از تعارض می تواند به آموزش بیان احساس و حل مسئله اختصاص پیدا کند.
اگر کودک در مهمانی بچه های دیگر را می زند
مهمانی ممکن است برای بعضی کودکان شرایط دشوارتری ایجاد کند. محیط جدید است، تعداد کودکان بیشتر است، اسباب بازی های جذاب در اختیار چند نفر قرار دارد و ممکن است برنامه خواب یا غذای کودک هم تغییر کرده باشد. اگر می دانید فرزندتان در چنین محیط هایی بیشتر درگیر می شود، بهتر است قبل از شروع مشکل کمی پیشگیری کنید.
برای مثال:
اگر کودک خردسال است، در ابتدای بازی نزدیک تر باشید.
قبل از مهمانی یک قانون ساده را یادآوری کنید:
«اگر اسباب بازی می خوای، بگو نوبت من. نمی زنیم.»
اگر متوجه شدید کودک خسته یا بیش از حد تحریک شده، منتظر نمانید تا حتما درگیری ایجاد شود.
اگر دعوا شروع شد، قبل از اینکه به زدن برسد می توانید برای حل تعارض کمک کنید.
البته هدف این نیست که تمام مدت بالای سر کودک بایستید یا جلوی هر اختلاف کوچکی را بگیرید. اختلاف بین کودکان بخشی از تعامل اجتماعی است. مداخله بیشتر زمانی لازم می شود که احتمال آسیب وجود دارد یا کودکان نمی توانند درگیری را متوقف کنند.
اگر کودک خواهر یا برادرش را می زند
زدن خواهر یا برادر را نباید صرفا با جمله هایی مثل «همه خواهر و برادرها دعوا می کنند» کنار گذاشت. درست است که اختلاف بین خواهر و برادرها رایج است، اما وقتی تعارض به آسیب فیزیکی مکرر تبدیل می شود، بهتر است الگوی آن بررسی شود.
یک مرور نظام مند درباره مداخلات مربوط به تعارض و پرخاشگری بین خواهر و برادرها نشان داده است برنامه هایی که روی آموزش مهارت های اجتماعی کودکان یا آموزش میانجی گری به والدین کار کرده اند، نتایج امیدوارکننده ای داشته اند. البته تعداد مطالعات موجود محدود بوده و پژوهشگران بر نیاز به شواهد بیشتر تاکید کرده اند.
وقتی یکی از فرزندان دیگری را می زند، چند نکته اهمیت دارد:
- اول، آسیب را متوقف کنید.
- دوم، فورا فرض نکنید تمام ماجرا را می دانید.
- سوم، کودک آسیب دیده را مجبور نکنید بلافاصله دوباره کنار خواهر یا برادرش بازی کند.
- چهارم، بعد از آرام شدن هر دو کودک، درباره اتفاق و راه حل جایگزین صحبت کنید.
مثلا:
«تو عصبانی شدی چون خواهرت بدون اجازه مدادت رو برداشت. حق داری عصبانی بشی، ولی نمی تونی بزنی. دفعه بعد می تونی ازش بخوای پس بده یا منو صدا کنی.»
اگر یکی از فرزندان همیشه مقصر شناخته شود چه؟
گاهی خانواده خیلی زود نقش ها را مشخص می کند:
- «این همیشه شروع می کنه.»
- «اون یکی بچه آرومیه.»
- «این از بچگی دست بزن داشته.»
این برچسب ها ممکن است باعث شوند اتفاق واقعی هر موقعیت کمتر دیده شود.
بهتر است درباره رفتار مشخص حرف بزنید:
«امروز وقتی خواهرت اسباب بازی رو برداشت، زدی.»
این جمله با عبارت:
«تو همیشه خواهرت رو اذیت می کنی»
فرق مهمی دارد.
اولی درباره رفتاری است که می شود روی آن کار کرد. دومی رفتار را به هویت کودک تبدیل می کند.
پژوهش درباره روابط خواهر و برادر نیز نشان داده است تعارض و پرخاشگری بین آن ها موضوعی است که می تواند بر کیفیت رابطه و حال روانی کودکان اثر بگذارد. به همین دلیل، درگیری فیزیکی مکرر بین خواهر و برادرها بهتر است جدی گرفته شود، بدون اینکه هر دعوای معمولی خانوادگی به عنوان یک مشکل روانشناختی تعبیر شود.
بعد از آرام شدن، چه رفتاری را به کودک آموزش بدهیم؟
متوقف کردن زدن فقط نیمی از کار است. اگر کودک بداند «نباید بزند» اما نداند وقتی عصبانی است، اسباب بازی می خواهد یا کسی نوبتش را رعایت نکرده چه کار دیگری می تواند انجام دهد، احتمال دارد در موقعیت بعدی دوباره سراغ همان رفتار آشنای قبلی برود.
به همین دلیل بعد از اینکه کودک آرام شد، بهتر است تمرکز از «چه کاری نکن» به «به جایش چه کار کن» تغییر کند.
راهنمای فرزندپروری CDC نیز بر همین اصل تاکید دارد. والد فقط رفتار نامطلوب را متوقف نمی کند، بلکه رفتار مورد انتظار را مشخص می کند و وقتی کودک آن رفتار را انجام می دهد، به آن توجه مثبت نشان می دهد.
چه مهارت هایی می توانند جای زدن را بگیرند؟
مهارت جایگزین باید با موقعیتی که کودک معمولا در آن می زند ارتباط داشته باشد.
مثلا اگر کودک بیشتر بر سر اسباب بازی می زند، فقط تمرین آرام شدن کافی نیست. باید یاد بگیرد چگونه وسیله را درخواست کند، نوبت بخواهد یا از یک بزرگسال کمک بگیرد.
اگر هنگام شنیدن «نه» می زند، مهارتی که نیاز دارد ممکن است بیان ناراحتی و تحمل محدودیت باشد.
چند رفتار جایگزین مهم عبارتند از:
۱. درخواست کردن
به کودک کلمات ساده ای بدهید که در موقعیت واقعی بتواند استفاده کند.
مثلا:
- «نوبت منه.»
- «لطفا پسش بده.»
- «منم می خوام بازی کنم.»
- «وقتی تموم شد به من بده.»
برای کودک کم سن، جمله حتی می تواند کوتاه تر باشد:
- «نوبت من.»
- «بده لطفا.»
هدف این نیست که کودک جمله ای رسمی و کامل حفظ کند. جمله باید در حد توان زبانی خودش باشد و بتواند هنگام بازی از آن استفاده کند.
American Academy of Pediatrics نیز در راهنمای بازی و تعامل کودکان توصیه می کند به کودک کلمات لازم برای بیان احساس، خواسته و نیاز آموزش داده شود. این منبع تاکید می کند واکنش اولیه کودک خردسال گاهی فیزیکی است و استفاده از کلمات مهارتی است که باید به مرور یاد بگیرد.
۲. کمک خواستن
بعضی کودکان تا زمانی که اختلاف خیلی شدید نشده از بزرگسال کمک نمی خواهند.
به کودک می توان آموزش داد اگر خودش نتوانست مشکل را حل کند، قبل از زدن سراغ والد یا مربی بیاید.
مثلا:
«اگر اسباب بازی رو پس نداد، منو صدا کن.»
«اگر کسی اذیتت کرد، به مربی بگو.»
«اگر خیلی عصبانی شدی و فکر کردی می خوای بزنی، بیا کمک بخواه.»
کمک خواستن نباید به معنی این باشد که بزرگسال تمام اختلاف های کودک را حل کند. هدف این است که کودک قبل از رسیدن به آسیب فیزیکی، یک راه امن دیگر در اختیار داشته باشد.
۳. نوبت گرفتن و منتظر ماندن
دعوا بر سر اسباب بازی یکی از موقعیت های رایج زدن در کودکان خردسال است.
American Academy of Pediatrics پیشنهاد می کند به جای عصبانی شدن از کودکی که وسیله دیگری را گرفته، مهارت هایی مثل نوبت گرفتن به او آموزش داده شود.
این مهارت را بهتر است در زمانی تمرین کنید که کودک آرام است.
برای مثال هنگام بازی با توپ:
«اول من، بعد تو.»
چند ثانیه بعد:
«حالا نوبت توئه.»
برای کودک بزرگ تر می توان زمان انتظار را بیشتر کرد یا از او خواست خودش بگوید چه زمانی نوبت نفر بعد است.
یادگیری نوبت گرفتن فقط با توضیح اتفاق نمی افتد. کودک باید آن را بارها در بازی های واقعی تجربه کند.
۴. گفتن احساس به جای نشان دادن آن با ضربه
اگر کودک بتواند به تدریج بین احساس و رفتار تفاوت بگذارد، گزینه های بیشتری برای واکنش پیدا می کند.
مثلا:
«عصبانی شدم.»
«دوست نداشتم این کارو بکنی.»
«ناراحت شدم.»
CDC در راهنمای آموزش هیجان به والدین توصیه می کند احساس کودک نام گذاری شود و در عین پذیرش احساس، برای رفتار آسیب زا حد گذاشته شود.
مثلا:
«عصبانی شدن اشکالی نداره، ولی زدن نه.»
بعد می توان یک گزینه دیگر پیشنهاد کرد:
«می تونی بگی عصبانی ام.»
این کار قرار نیست همان روز تمام رفتارهای فیزیکی را متوقف کند. کودک به تکرار نیاز دارد تا بتواند در لحظه واقعی به جای دست، از کلمات استفاده کند.
رفتار جایگزین را با بازی تمرین کنید
یکی از تفاوت های مهم آموزش کودک با توضیح دادن به بزرگسال همین جاست. کودک لازم نیست فقط بشنود چه کاری باید انجام دهد. می تواند آن را بازی کند.
مثلا دو عروسک بردارید. یک عروسک اسباب بازی عروسک دیگر را می گیرد.
از کودک بپرسید:
«حالا این یکی خیلی عصبانی شده. به جای اینکه بزنه، چی می تونه بگه؟»
اگر کودک جواب نداد، شما پیشنهاد بدهید:
«می تونه بگه لطفا پسش بده.»
بعد نقش ها را عوض کنید و اجازه بدهید خود کودک جمله را امتحان کند.
برای کودک بزرگ تر می توانید موقعیت واقعی تری بسازید:
«فرض کن توی مهد یکی بدون اجازه مدادت رو برداشته. چی کار می کنی؟»
این تمرین ساده است، اما پشت آن یک اصل مهم وجود دارد: مهارتی که در شرایط آرام تمرین شده، برای استفاده در موقعیت واقعی در دسترس تر است.
یک مطالعه منتشر شده در سال ۲۰۲۳ روی کودکان پنج تا شش ساله نشان داد برنامه مبتنی بر بازی وانمودی با بهبود بعضی توانایی های هیجانی و کاهش پاسخ های پرخاشگرانه همراه بود. این مطالعه به این معنی نیست که بازی نقش به تنهایی درمان پرخاشگری است، اما نشان می دهد بازی می تواند یکی از فضاهای مناسب برای تمرین مهارت های اجتماعی و هیجانی باشد.
وقتی کودک رفتار درست را انجام می دهد، همان لحظه آن را ببینید
گاهی بخش زیادی از توجه والد به لحظه هایی می رود که کودک می زند، جیغ می زند یا دعوا می کند. اما وقتی همان کودک یک بار اسباب بازی را درخواست می کند و بدون زدن منتظر می ماند، اتفاق بدون واکنش خاصی تمام می شود.
در حالی که همین لحظه ها فرصت مهمی برای یادگیری هستند.
CDC توصیه می کند تحسین کودک مشخص باشد. به جای یک جمله کلی مثل:
«آفرین.»
می توانید بگویید:
«دیدم عصبانی شدی ولی نزدی و ازم کمک خواستی.»
یا:
«خیلی خوب گفتی نوبت من، بدون اینکه اسباب بازی رو از دستش بگیری.»
در این حالت کودک دقیقا می فهمد کدام رفتارش مورد توجه قرار گرفته است.
به هر رفتار مناسب جایزه مادی ندهید
توجه مثبت لزوما به معنی خرید جایزه نیست.
CDC از توجه، تحسین، لبخند، در آغوش گرفتن در صورت تمایل کودک و فعالیت مشترک به عنوان نمونه هایی از پاداش اجتماعی یاد می کند.
برای بسیاری از موقعیت های روزمره، یک توجه کوتاه و مشخص کافی است:
«دیدم منتظر موندی.»
«خودت گفتی ناراحت شدی.»
«از مربی کمک خواستی، به جای اینکه بزنی.»
این بازخورد به کودک نشان می دهد رفتار جایگزین دیده می شود.
اگر کودک به کسی آسیب زده، جبران را هم آموزش بدهیم
بعد از اینکه همه آرام شدند و اگر فرد دیگری آسیب دیده است، می توان کودک را در جبران متناسب با سن مشارکت داد.
جبران فقط گفتن یک کلمه نیست.
برای یک کودک ممکن است به این معنا باشد که حال دوستش را بپرسد. کودک دیگری ممکن است بتواند وسیله ای را که پرت کرده جمع کند یا به بازسازی بازی ای که خراب شده کمک کند.
هدف این نیست که کودک را مقابل دیگران شرمنده کنیم. هدف این است که به تدریج ارتباط میان رفتار خودش و تاثیری را که بر دیگری گذاشته بفهمد.
موضوع اجبار کودک به عذرخواهی کمی متفاوت است و در بخش سوالات رایج مقاله جداگانه به آن برمی گردیم.
چه واکنش هایی می توانند اوضاع را بدتر کنند؟
وقتی کودک کسی را می زند، طبیعی است که والد عصبانی یا کلافه شود. اما بعضی واکنش های لحظه ای می توانند به جای آموزش رفتار بهتر، تنش را بیشتر کنند.
زدن کودک برای اینکه یاد بگیرد نزند
اگر بعد از زدن، خود کودک را بزنیم، پیام رفتاری متناقضی به او می دهیم: «زدن ممنوع است، مگر وقتی بزرگسال عصبانی باشد.»
American Psychological Association بر اساس مرور پژوهش ها اعلام کرده است که تنبیه فیزیکی روش موثری برای کاهش بلند مدت رفتار پرخاشگرانه نیست و با افزایش مشکلات رفتاری و پرخاشگری در کودکان ارتباط دارد.
تحقیر و برچسب زدن
جمله هایی مثل:
«تو بچه بدی هستی.»
«تو همیشه دعوا می کنی.»
«چقدر دست بزن داری.»
به جای تمرکز روی یک رفتار قابل تغییر، آن رفتار را به شخصیت کودک نسبت می دهند.
بهتر است درباره همان اتفاق مشخص صحبت شود:
«زدن قابل قبول نیست.»
یا:
«عصبانی شدی، ولی نمی گذارم بزنی.»
آکادمی اطفال آمریکا نیز توصیه می کند والدین از توهین، تحقیر، شرمنده کردن و تهدید کودک به عنوان روش انضباطی استفاده نکنند.
تهدیدهایی که اجرا نمی شوند
جمله هایی مثل «اگر یک بار دیگه بزنی، دیگه هیچ وقت پارک نمی ریم» معمولا هم نامتناسب هستند و هم ممکن است عملی نشوند.
اگر قرار است پیامدی برای رفتار وجود داشته باشد، بهتر است کوتاه، قابل اجرا و مرتبط با همان موقعیت باشد. مثلا اگر کودک از یک اسباب بازی برای زدن استفاده می کند، می توان آن وسیله را موقتا کنار گذاشت.
سخنرانی وسط عصبانیت
وقتی کودک هنوز در اوج گریه یا خشم است، توضیح طولانی درباره ادب، دوستی یا احساس دیگران معمولا زمان مناسبی ندارد.
در آن لحظه:
- آسیب را متوقف کنید.
- مرز را کوتاه بگویید.
- صبر کنید کودک آرام تر شود.
- آموزش را بعدا انجام دهید.
نادیده گرفتن آسیب
بی توجهی به بعضی رفتارهای خفیف جلب توجه ممکن است در شرایط مشخص کاربرد داشته باشد، اما وقتی کودک به کسی آسیب می زند، اولویت با متوقف کردن رفتار و حفظ ایمنی است.
واکنش های کاملا متفاوت والدین
اگر یک بار زدن با خنده پاسخ داده شود، بار دیگر با فریاد و بار سوم باعث شود کودک به خواسته اش برسد، پیش بینی نتیجه رفتار برای کودک سخت تر می شود.
قرار نیست همه بزرگسالان دقیقا یک جمله بگویند. کافی است درباره اصل موضوع هماهنگ باشند:
- زدن متوقف می شود.
- با زدن، کودک به خواسته اش نمی رسد.
- بعد از آرام شدن، رفتار جایگزین آموزش داده می شود.
هدف از برخورد با زدن، ترساندن کودک نیست. قرار است کودک به تدریج یاد بگیرد که عصبانی شدن قابل قبول است، اما آسیب زدن به دیگری راه حل مناسبی برای نشان دادن این احساس نیست.

چطور الگوی زدن کودک را پیدا و پیگیری کنیم؟
اگر کودک چند بار دیگران را می زند، ثبت کوتاه موقعیت ها می تواند کمک کند بفهمید رفتار بیشتر در چه شرایطی رخ می دهد. هدف این کار تشخیص اختلال نیست؛ فقط می خواهیم به جای تکیه بر حافظه یا جمله کلی «همیشه می زند»، اطلاعات دقیق تری داشته باشیم.
برای هر بار زدن، چهار چیز را یادداشت کنید:
اتفاق قبل از رفتار: درست قبل از زدن چه شد؟
رفتار: کودک دقیقا چه کرد؟
واکنش اطرافیان: والد، مربی یا کودک دیگر چه واکنشی نشان داد؟
نتیجه: بعد از زدن چه چیزی تغییر کرد؟
جدول ثبت رفتار کودک
| موقعیت | قبل از زدن چه شد؟ | کودک چه کرد؟ | واکنش اطرافیان | نتیجه |
|---|---|---|---|---|
| مهمانی، عصر | کودک دیگری ماشین اسباب بازی را برداشت | او را هل داد و یک بار زد | مادر کودکان را جدا کرد | ماشین کنار گذاشته شد و کودک بعد از چند دقیقه آرام شد |
در کنار این موارد، شدت و تعداد دفعات رفتار را هم ثبت کنید. مثلا بنویسید رفتار یک بار در هفته اتفاق افتاده یا چند بار در روز؛ فقط هل دادن بوده یا باعث آسیب شده است.
بعد از چند روز ممکن است الگویی دیده شود. مثلا متوجه شوید کودک بیشتر وقتی خسته است می زند، بیشتر دعواها بر سر اسباب بازی رخ می دهد یا رفتار معمولا بعد از شنیدن «نه» دیده می شود.
این اطلاعات برای انتخاب رفتار جایگزین هم مفید است. اگر بیشتر درگیری ها بر سر نوبت است، تمرین نوبت گرفتن اهمیت بیشتری پیدا می کند. اگر رفتار بیشتر هنگام خستگی رخ می دهد، مدیریت شرایط قبل از رسیدن کودک به آن نقطه می تواند بخشی از راه حل باشد.
جدول ثبت رفتار، تست تشخیص بیش فعالی، اختلال رفتاری یا مشکل روانشناختی نیست. اگر نیاز به ارزیابی تخصصی باشد، این یادداشت ها فقط کمک می کنند والد بتواند تصویر دقیق تری از زمان، شدت و شرایط رفتار در اختیار متخصص قرار دهد.
چه زمانی برای زدن دیگران از متخصص کمک بگیریم؟
هر بار زدن کودک به معنی وجود یک اختلال نیست. مخصوصا در سال های ابتدایی، بعضی رفتارهای فیزیکی می توانند در موقعیت های ناکامی یا تعارض دیده شوند. چیزی که اهمیت بیشتری دارد، شدت رفتار، تکرار آن و تاثیری است که بر زندگی روزمره کودک و اطرافیان می گذارد.
بهتر است برای ارزیابی تخصصی اقدام کنید اگر:
- کودک به طور مکرر به دیگران آسیب می زند یا شدت ضربه ها نگران کننده است.
- رفتار در چند محیط مثل خانه، مهد یا مدرسه تکرار می شود.
- زدن باعث شده کودک در بازی، دوستی یا حضور در مهد و مدرسه با مشکل روبه رو شود.
- والد، مربی یا اطرافیان درباره ایمنی کودک یا دیگران نگرانی جدی دارند.
- در کنار پرخاشگری، نگرانی های رشدی، ارتباطی، هیجانی یا رفتاری دیگری هم دیده می شود.
یک مقاله بالینی منتشر شده در PubMed درباره مشکلات رفتاری کودکان پیش دبستانی تاکید می کند که فقط وجود پرخاشگری تعیین کننده نیست و باید تاثیر رفتار بر عملکرد و میزان ناراحتی ایجاد شده هم بررسی شود.
“problematic levels of disruptive behaviour, specifically when accompanied by functional impairment and/or significant distress, should be identified”
«سطوح مشکل ساز رفتارهای اخلالگر، به ویژه زمانی که با اختلال در عملکرد یا ناراحتی قابل توجه همراه باشند، باید شناسایی شوند.»
منبع علمی: PubMed
در ارزیابی تخصصی چه اتفاقی می افتد؟
هدف ارزیابی این نیست که صرفا بر اساس جمله «کودکم دیگران را می زند» یک برچسب تشخیصی به کودک داده شود.
متخصص معمولا تصویر گسترده تری را بررسی می کند: رفتار از چه زمانی شروع شده، چند بار اتفاق می افتد، در چه موقعیت هایی بیشتر دیده می شود، در خانه و مهد یا مدرسه چه تفاوتی دارد و آیا نگرانی های رشدی یا هیجانی دیگری وجود دارد. در صورت نیاز، اطلاعات مربی و ابزارهای استاندارد ارزیابی هم می توانند بخشی از این فرایند باشند. این رویکرد با توصیه منابع بالینی برای بررسی عوامل رشدی، خانوادگی، محیطی و میزان اختلال در عملکرد هماهنگ است.
یادداشت هایی که در بخش قبل درباره زمان، موقعیت و شدت زدن ثبت کردید می توانند در چنین ارزیابی ای مفید باشند.
اگر رفتار کودک شدید یا تکرارشونده شده، بر روابط او تاثیر گذاشته یا نمی دانید این میزان از پرخاشگری با شرایط رشدی او تناسب دارد یا نه، ارزیابی توسط روانشناس کودک و نوجوان می تواند به شناخت دقیق تر الگوی رفتار و انتخاب مسیر مناسب کمک کند.
دریافت ارزیابی به معنی این نیست که کودک حتما اختلال خاصی دارد. گاهی نتیجه ارزیابی می تواند نشان دهد تمرکز اصلی باید روی آموزش والدین، تغییر بعضی شرایط محیطی یا تمرین مهارت های رفتاری و هیجانی کودک باشد.
سوال های رایج والدین درباره دست بزن داشتن کودک
چرا کودکم فقط من را می زند؟
این موضوع به تنهایی علت مشخصی را نشان نمی دهد. بهتر است ببینید کودک بیشتر در چه موقعیت هایی شما را می زند. آیا شما بیشتر محدودیت تعیین می کنید؟ آیا زدن بعد از شنیدن «نه» اتفاق می افتد؟ آیا بعد از زدن، تصمیم شما تغییر می کند؟ بررسی موقعیت قبل و بعد از رفتار معمولا اطلاعات بیشتری از خود زدن به ما می دهد.
چرا کودک بعد از زدن می خندد؟
خندیدن بعد از زدن لزوما به معنی لذت بردن کودک از آسیب دیگری یا نداشتن همدلی نیست. کودکان ممکن است در موقعیت های هیجانی واکنش های متفاوتی نشان دهند. بهتر است به جای تفسیر خنده، روی رفتار مشخص تمرکز کنید: آسیب را متوقف کنید، مرز را روشن بگویید و بعد از آرام شدن درباره اتفاق صحبت کنید.
آیا باید کودک را مجبور به عذرخواهی کنیم؟
اجبار به گفتن سریع «ببخشید» همیشه به معنی درک آسیب نیست. American Academy of Pediatrics توصیه می کند ابتدا به کودک کمک کنیم بفهمد رفتار او چه اثری بر دیگری گذاشته و بعد از اینکه متوجه اتفاق شد، عذرخواهی را مطرح کنیم. برای کودک کم سن، جبران می تواند پرسیدن حال کودک دیگر یا کمک به درست کردن چیزی باشد که خراب شده است.
اگر کودک حرف می زند، چرا باز هم دیگران را می زند؟
توانایی حرف زدن به این معنی نیست که کودک همیشه می تواند هنگام خشم یا ناکامی از کلمات مناسب استفاده کند. تنظیم هیجان، کنترل تکانه و حل تعارض مهارت های جداگانه ای هستند که به تدریج رشد می کنند. به همین دلیل ممکن است کودکی دایره واژگان خوبی داشته باشد، اما هنگام عصبانیت هنوز به تمرین رفتار جایگزین نیاز داشته باشد.
آیا زدن دیگران به معنی بیش فعالی است؟
خیر. زدن به تنهایی معیار تشخیص ADHD نیست. تشخیص بیش فعالی و نقص توجه یک فرایند چند مرحله ای است و بر مجموعه ای از علائم پایدار مربوط به توجه، فعالیت و تکانشگری و تاثیر آن ها بر عملکرد کودک تکیه دارد. CDC نیز تاکید می کند که هیچ آزمایش واحدی برای تشخیص ADHD وجود ندارد و مشکلات دیگری هم می توانند علائم مشابه ایجاد کنند.
آیا بازی درمانی می تواند برای کودکی که دیگران را می زند کمک کننده باشد؟
در بعضی کودکان، بازی می تواند فضایی برای بیان تجربه ها، تمرین تنظیم هیجان و کار روی مهارت های رفتاری فراهم کند. اما زدن علت های متفاوتی دارد و بازی درمانی برای هر کودکی به شکل خودکار انتخاب اول نیست. پژوهش ها نشان می دهند مداخلات روانشناختی می توانند در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه کودکان موثر باشند، اما نوع مداخله باید بر اساس ارزیابی کودک انتخاب شود. اگر پس از ارزیابی مشخص شود این روش برای شرایط کودک مناسب است بله استفاده می شود، می توانید درباره بازی درمانی کودکان و نحوه استفاده از بازی در فرایند درمان بیشتر بخوانید.