گروه درمانی وسواس فکری (OCD)
گروه درمانی وسواس یک فرایند درمانی ساختارمند برای افرادی است که با اختلال وسواس فکری عملی یا OCD درگیر هستند و قرار است در کنار چند نفر با تجربه های مشابه، زیر نظر درمانگر در جلسات منظم شرکت کنند. هدف این جلسات فقط صحبت کردن درباره وسواس یا شنیدن تجربه دیگران نیست. آنچه اهمیت دارد، وجود یک چارچوب درمانی مشخص و کمک به شناخت الگوهایی است که افکار وسواسی، رفتارهای اجباری، اجتناب یا اطمینان خواهی را ادامه می دهند.
اگر می خواهید درباره خود اختلال وسواس، نشانه ها و مسیرهای مختلف درمان اطلاعات کامل تری داشته باشید، صفحه «درمان وسواس فکری» آوای درون برای این موضوع طراحی شده است. تمرکز این صفحه مشخصا روی درمان OCD در قالب گروه و تجربه حضور در گروه درمانی وسواس است.
گروه درمانی وسواس چیست و چه تفاوتی با گروه حمایتی دارد؟
موسسه ملی سلامت روان آمریکا، NIMH، اختلال وسواس فکری عملی یا OCD را اختلالی می داند که می تواند با افکار تکرارشونده و غیرقابل کنترل، رفتارهای تکراری و افراطی یا هر دو همراه باشد.
“Obsessive-compulsive disorder (OCD) is a disorder marked by uncontrollable and recurring thoughts (obsessions), repetitive and excessive behaviors (compulsions), or both.”
«اختلال وسواس فکری عملی یا OCD اختلالی است که با افکار تکرارشونده و غیرقابل کنترل، رفتارهای تکراری و افراطی یا هر دو شناخته می شود.»
اختلال وسواس فکری عملی یا OCD می تواند با افکار، تصاویر یا تکانه های ناخواسته و تکرارشونده همراه باشد. در کنار این افکار، بعضی افراد رفتارها یا اعمال ذهنی خاصی را بارها انجام می دهند تا از ناراحتی خود کم کنند، مطمئن شوند اتفاقی نمی افتد یا احساس کنند شرایط دوباره تحت کنترل است.
اما گروه درمانی وسواس قرار نیست فقط درباره خود این نشانه ها صحبت کند.
در یک گروه درمانی تخصصی OCD، چند نفر که با مشکلات مرتبط با وسواس درگیر هستند، در یک چارچوب مشخص و زیر نظر درمانگر در جلسات شرکت می کنند. درمانگر روند جلسه را هدایت می کند، مراقب مرزهای گروه است و کمک می کند گفتگوها در مسیر درمان باقی بمانند.
این تفاوت مهمی است، چون هر جمعی که افراد مبتلا به OCD در آن درباره تجربه هایشان صحبت می کنند، لزوما «گروه درمانی» نیست.
گروه درمانی تخصصی
گروه درمانی یک فرایند روان درمانی ساختارمند است. در چنین گروهی، فقط صحبت کردن و همدلی اعضا مطرح نیست. جلسات هدف درمانی دارند و توسط درمانگر واجد صلاحیت هدایت می شوند.
بسته به نوع برنامه، ممکن است موضوعاتی مثل شناخت چرخه وسواس، بررسی رفتارهای اجباری، اجتناب، اطمینان خواهی یا بعضی مهارت های درمانی در جلسات مطرح شوند.
اینکه دقیقا چه مداخلاتی در گروه استفاده شود، به ساختار همان گروه و ارزیابی درمانگر بستگی دارد.
گروه حمایتی یا Support Group
گروه حمایتی بیشتر فضایی برای ارتباط با افرادی است که تجربه مشابهی دارند. اعضا می توانند درباره چالش هایشان صحبت کنند، تجربه های خود را با یکدیگر در میان بگذارند و احساس کنند کسان دیگری هم هستند که بخشی از آنچه آنها تجربه می کنند را می فهمند.
این حمایت می تواند ارزشمند باشد، اما گروه حمایتی الزاماً یک برنامه روان درمانی محسوب نمی شود.
International OCD Foundation نیز میان Support Group و Treatment Group تفاوت قائل می شود. طبق توضیح این بنیاد، گروه های درمانی توسط متخصصان سلامت روان دارای صلاحیت اداره می شوند و درمان مبتنی بر شواهد OCD را در قالب گروهی ارائه می کنند. در مقابل، گروه حمایتی بیشتر بر ارتباط، حمایت و تجربه مشترک اعضا تمرکز دارد.
به همین دلیل، در این صفحه وقتی از «گروه درمانی وسواس» صحبت می کنیم، منظور یک جلسه ساختارمند درمانی است، نه صرفا جمعی برای صحبت درباره OCD.
اگر می خواهید ابتدا با مفهوم کلی تر «گروه درمانی» و کاربردهای آن آشنا شوید، صفحه گروه درمانی آوای درون توضیح کامل تری درباره این قالب درمان ارائه می دهد.
گروه درمانی چگونه می تواند به افراد مبتلا به OCD کمک کند؟
وقتی کسی مدت زیادی با افکار مزاحم، رفتارهای اجباری یا تردیدهای تکرارشونده درگیر بوده، ممکن است کم کم این احساس شکل بگیرد که «فقط من این طور فکر می کنم» یا «اگر کسی بفهمد چه چیزهایی از ذهنم می گذرد، حتما درباره من برداشت بدی خواهد داشت».
حضور در یک گروه درمانی تخصصی می تواند تجربه متفاوتی ایجاد کند. نه به این معنی که مشکل ناگهان ساده می شود، بلکه فرد فرصت پیدا می کند الگوهای OCD را در یک فضای درمانی از زاویه دیگری ببیند.
کاهش احساس تنهایی و شرم
یکی از تجربه های دشوار بعضی افراد مبتلا به OCD، احساس شرم از محتوای افکارشان است.
ممکن است فرد بداند این افکار ناخواسته هستند، اما باز هم از اینکه آنها را با فرد دیگری مطرح کند بترسد. حتی گاهی همین ترس باعث می شود سال ها درباره بخشی از تجربه خود حرف نزند.
حضور کنار افرادی که آنها هم با شکل هایی از OCD درگیر هستند، ممکن است به فرد کمک کند احساس کند در این تجربه کاملا تنها نیست.
این موضوع به معنی بی اهمیت بودن علائم یا عادی جلوه دادن رنج فرد نیست. تفاوت بزرگی وجود دارد میان اینکه کسی احساس کند «من تنها فردی نیستم که با چنین فرایندی درگیر است» و اینکه به او گفته شود «این چیز مهمی نیست».
در یک گروه درمانی مناسب، تجربه فرد جدی گرفته می شود و در عین حال فضای گفتگو تا حد ممکن غیرقضاوتی باقی می ماند.
شناخت چرخه وسواس
یکی از بخش های مهم درمان OCD، شناخت چرخه ای است که می تواند مشکل را ادامه دهد.
این چرخه در ساده ترین شکل ممکن است چنین مسیری داشته باشد:
فکر، تصویر، احساس یا محرک آزاردهنده
↓
ناراحتی، اضطراب، تردید یا احساس نیاز به مطمئن شدن
↓
انجام یک رفتار اجباری یا عمل ذهنی برای کاهش ناراحتی
↓
احساس آرامش یا اطمینان موقت
↓
بازگشت تردید و ادامه پیدا کردن چرخه
برای مثال، فرد ممکن است پس از یک فکر وسواسی چندین بار موضوعی را بررسی کند، در ذهنش اتفاقی را مرور کند، از فرد دیگری سوال بپرسد یا از موقعیتی دوری کند.
این رفتار ممکن است در همان لحظه مقداری از ناراحتی را کمتر کند. همین کاهش موقت می تواند باعث شود دفعه بعد نیز ذهن دوباره به همان راه حل برگردد.
در محیط گروهی، فرد فقط الگوی خودش را نمی بیند. گاهی دیدن شکل های متفاوت یک چرخه مشابه در تجربه اعضای دیگر کمک می کند تشخیص اجبارها، اجتناب یا اطمینان خواهی آسان تر شود.
یادگیری از تجربه دیگران
افراد مبتلا به OCD لزوما افکار وسواسی یکسانی ندارند.
ممکن است موضوع نگرانی یک نفر با دیگری کاملا متفاوت باشد، اما شیوه ای که OCD عمل می کند شباهت هایی داشته باشد.
یک نفر بارها چیزی را چک می کند. فرد دیگری از دیگران اطمینان می خواهد. شخص دیگری موقعیت خاصی را کنار می گذارد تا با اضطراب مواجه نشود و فرد دیگری ممکن است در ذهن خود بارها یک اتفاق یا گفتگوی گذشته را مرور کند.
شنیدن و مشاهده این الگوها در فضای درمانی می تواند کمک کند فرد به جای تمرکز کامل روی محتوای فکر، بیشتر متوجه سازوکاری شود که وسواس را ادامه می دهد.
این یکی از تفاوت های مهم گروه درمانی با توصیه گرفتن از اطرافیان است. هدف این نیست که اعضا برای یکدیگر نسخه بپیچند یا بگویند «اگر جای تو بودم این کار را می کردم». تجربه دیگران زمانی مفیدتر می شود که در چارچوب درمانی بررسی شود.
تمرین مهارت ها در یک چارچوب درمانی
در بعضی برنامه های تخصصی درمان OCD، گروه می تواند فضایی برای یادگیری و تمرین مهارت های درمانی نیز باشد.
بسته به رویکرد درمانگر و ساختار گروه، این موضوع ممکن است شامل شناخت رفتارهای اجباری، بررسی اجتناب، توجه به اطمینان خواهی، تمرین بعضی مهارت های شناختی رفتاری یا پیگیری تمرین های تعیین شده بین جلسات باشد.
در برخی برنامه های درمان OCD، از CBT و ERP نیز در قالب گروهی استفاده می شود. اما این نکته مهم است که وجود این رویکردها در درمان OCD به این معنی نیست که همه گروه ها دقیقا با یک پروتکل برگزار می شوند.
نوع مداخله باید بر اساس ساختار واقعی گروه و شرایط فرد مشخص شود.
ERP در گروه درمانی وسواس چه نقشی دارد؟
اگر درباره درمان OCD جستجو کرده باشید، احتمالا نام ERP را دیده اید. ERP مخفف Exposure and Response Prevention است که در فارسی معمولا به «مواجهه و جلوگیری از پاسخ» ترجمه می شود.
“The exposure component of ERP refers to practicing confronting the thoughts, images, objects, and situations that make you anxious.”
«بخش مواجهه در ERP به تمرین روبه رو شدن با افکار، تصاویر، اشیا و موقعیت هایی اشاره دارد که اضطراب ایجاد می کنند.»
اما این عبارت دقیقا یعنی چه؟
در ERP، فرد با برنامه ریزی درمانی و به صورت تدریجی با فکر، موقعیت، تصویر یا محرکی که با وسواس او ارتباط دارد روبه رو می شود. بخش مهم ماجرا این است که همزمان تلاش می شود پاسخ اجباری همیشگی انجام نشود یا به تدریج کاهش پیدا کند.
برای همین ERP فقط به معنی «با ترست روبه رو شو» نیست.
بخش Response Prevention یا جلوگیری از پاسخ، قسمت اساسی این روش است. یعنی وقتی محرک وسواس ظاهر می شود، فرد به جای اینکه بلافاصله سراغ چک کردن، اطمینان گرفتن، شستشو، مرور ذهنی یا یک رفتار خنثی کننده دیگر برود، با هدایت درمانگر شیوه متفاوتی برای پاسخ دادن به آن موقعیت تمرین می کند.
ERP قرار نیست یک مواجهه ناگهانی و اجباری باشد
گاهی وقتی افراد برای اولین بار اسم مواجهه را می شنوند، تصور می کنند درمانگر قرار است آنها را از همان ابتدا با شدیدترین ترسشان روبه رو کند.
ERP اصولی چنین معنایی ندارد.
مواجهه ها معمولا با برنامه ریزی انجام می شوند و شدت آنها باید با شرایط فرد تناسب داشته باشد. درمانگر و مراجع درباره موقعیت هایی که قرار است روی آنها کار شود گفتگو می کنند و فرایند به شکل تدریجی پیش می رود.
International OCD Foundation نیز در توضیح ERP تاکید می کند که فرد نباید برای انجام مواجهه فریب داده یا مجبور شود و درمانگر او را برای برداشتن قدم های تدریجی همراهی می کند.
این نکته به خصوص در گروه درمانی اهمیت دارد. حضور چند نفر در یک گروه نباید باعث شود اعضا خودشان را با یکدیگر مقایسه کنند یا احساس کنند چون شخص دیگری یک تمرین دشوارتر انجام داده، آنها هم باید همان کار را انجام دهند.
شدت و نوع تمرین برای هر فرد باید متناسب با ارزیابی درمانی او باشد.
ERP در یک گروه چگونه می تواند مطرح شود؟
ERP فقط محدود به جلسات فردی نیست. راهنمای NICE برای درمان OCD به CBT شامل ERP در قالب فردی و همچنین گروهی اشاره می کند. بنابراین در بعضی برنامه های تخصصی OCD، بخشی از فرایند ERP می تواند در محیط گروه انجام شود.
این موضوع ممکن است شامل توضیح منطق درمان، شناخت اجبارها، بررسی تجربه تمرین های قبلی یا اجرای بعضی فعالیت های درمانی متناسب با ساختار گروه باشد.
اما نکته مهم اینجاست که همه گروه های درمانی وسواس الزاما یک برنامه ERP یکسان ندارند.
در آوای درون نیز تا زمانی که ساختار درمانی یک گروه مشخص و رویکرد درمانگر آن تایید نشده باشد، نمی توان گفت هر گروه درمانی وسواس حتما بر اساس پروتکل ERP برگزار می شود. نوع مداخله باید پس از ارزیابی و براساس برنامه واقعی گروه مشخص شود.
چرا این بخش نباید به یک تمرین خانگی تبدیل شود؟
وقتی مفهوم ERP ساده توضیح داده می شود، ممکن است وسوسه کننده باشد که فرد خودش تصمیم بگیرد از همان روز با سخت ترین موقعیت ممکن مواجه شود و تمام اجبارهایش را کنار بگذارد.
این برداشت دقیقی از درمان نیست.
انتخاب نوع مواجهه، شدت آن، شناسایی رفتارهای اجباری و بررسی واکنش فرد بخشی از برنامه درمان است. مخصوصا در ابتدای مسیر، حضور درمانگری که با درمان OCD و ERP آشنا باشد اهمیت دارد.
هدف این بخش فقط آشنایی شما با منطق ERP است، نه ارائه دستورالعمل برای اجرای آن به تنهایی.
در یک برنامه درمانی مناسب، مواجهه قرار نیست امتحانی باشد که فرد در آن «موفق» یا «شکست خورده» محسوب شود. هدف این است که فرد به تدریج شیوه دیگری برای روبه رو شدن با افکار و محرک های وسواسی و پاسخ دادن به آنها یاد بگیرد.
در جلسات گروه درمانی وسواس چه اتفاقی می افتد؟
یکی از سوال های مهم قبل از ورود به گروه این است که اصلا داخل جلسات چه می گذرد.
آیا هر نفر فقط درباره تجربه اش صحبت می کند؟ آیا درمانگر از اعضا می خواهد جلوی دیگران تمرین انجام دهند؟ آیا همه باید درباره خصوصی ترین افکارشان حرف بزنند؟
در یک گروه درمانی تخصصی، جلسات معمولا ساختار مشخصی دارند. البته جزئیات هر گروه می تواند متفاوت باشد و به رویکرد درمانگر، هدف گروه و شرایط اعضا بستگی دارد. بنابراین آنچه در ادامه می خوانید، توضیحی درباره مسیر کلی یک گروه درمانی OCD است و نباید به عنوان برنامه قطعی همه گروه ها در نظر گرفته شود.
مرحله اول: ارزیابی قبل از ورود به گروه
ورود به گروه بهتر است با ارزیابی شروع شود.
صرف اینکه فرد چند نشانه مرتبط با وسواس دارد یا حتی قبلا تشخیص OCD گرفته است، لزوما به این معنا نیست که هر گروه درمانی برای او انتخاب مناسبی خواهد بود.
در ارزیابی اولیه ممکن است درباره موضوعاتی مثل نوع مشکلات فعلی، شدت علائم، تاثیر آنها بر زندگی روزمره، درمان های قبلی، شرایط روانشناختی همزمان و هدف فرد از درمان صحبت شود.
آمادگی برای حضور در فضای گروهی هم اهمیت دارد.
بعضی افراد از تعامل با دیگران راحت تر هستند و بعضی دیگر برای اعتماد کردن و صحبت کردن زمان بیشتری نیاز دارند. این تفاوت به خودی خود خوب یا بد نیست. هدف ارزیابی این است که مشخص شود ساختار گروه موجود با شرایط فعلی فرد هماهنگ هست یا مسیر دیگری می تواند انتخاب مناسب تری باشد.
مرحله دوم: آشنایی با ساختار و قوانین گروه
قبل از اینکه کار درمانی جدی تر شروع شود، اعضا باید بدانند قرار است در چه چارچوبی کنار هم قرار بگیرند.
موضوعاتی مثل احترام به سایر اعضا، زمان و نحوه مشارکت، قوانین حضور در جلسات، نقش درمانگر، مرزهای ارتباطی و حریم خصوصی معمولا نیاز به توضیح روشن دارند.
حفظ حریم خصوصی یکی از اصول مهم در گروه درمانی است و قواعد مربوط به آن باید از ابتدا برای اعضا مشخص شود.
با این حال، بهتر است درباره جلسات گروهی از عبارت هایی مانند «محرمانگی صددرصد تضمین شده است» استفاده نشود. درمانگر می تواند چارچوب و قوانین لازم را تعیین کند، اما گروه از چند عضو تشکیل شده و مسئولیت رعایت این چارچوب بخشی از تعهد همه افراد حاضر در گروه است.
مرحله سوم: شناخت چرخه شخصی OCD
دو نفر ممکن است هر دو با OCD درگیر باشند، اما تجربه آنها کاملا شبیه یکدیگر نباشد.
برای همین یکی از بخش های مهم کار درمانی، شناخت الگوی هر فرد است.
درمانگر می تواند به اعضا کمک کند بهتر متوجه شوند چه چیزهایی برای آنها نقش محرک دارند، چه نوع افکار یا تردیدهایی تکرار می شوند و بعد از این افکار چه اتفاقی می افتد.
گاهی اجبار کاملا مشخص است؛ مثلا چک کردن مکرر.
گاهی فرد از یک موقعیت دوری می کند.
گاهی بارها از دیگران سوال می پرسد تا مطمئن شود.
و گاهی بیشتر ماجرا در ذهن اتفاق می افتد؛ مثل مرور چندباره یک خاطره، بررسی ذهنی یک اتفاق یا انجام یک عمل ذهنی برای خنثی کردن فکر.
شناخت این جزئیات کمک می کند درمان فقط روی محتوای فکر متمرکز نماند و سازوکاری که چرخه OCD را ادامه می دهد نیز دیده شود.
مرحله چهارم: کار درمانی در جلسات
بعد از شناخت بهتر الگوها، بسته به ساختار گروه، ممکن است بخش هایی از جلسه به کار درمانی اختصاص پیدا کند.
در بعضی برنامه ها، این کار می تواند شامل بررسی موقعیت های دشوار، شناخت اجبارها و اجتناب ها، صحبت درباره واکنش فرد به افکار مزاحم یا مرور تمرین های تعیین شده میان جلسات باشد.
اگر CBT یا ERP بخشی از برنامه واقعی گروه باشد، بعضی فعالیت های مربوط به این رویکردها نیز ممکن است در چارچوب جلسات انجام شوند.
اما یک نکته مهم وجود دارد.
اعضای گروه قرار نیست برای یکدیگر درمانگر شوند. وظیفه یک عضو این نیست که برای مشکل عضو دیگر تشخیص بدهد، راه حل قطعی پیشنهاد کند یا او را وادار کند همان کاری را انجام دهد که خودش انجام داده است.
درمانگر مسئول هدایت این فرایند است و باید کمک کند تجربه اعضا به شکل درمانی و در چارچوب مشخص مورد استفاده قرار گیرد.
مرحله پنجم: بررسی روند پیشرفت
گروهی بودن درمان به این معنا نیست که همه باید با یک سرعت پیش بروند.
ممکن است یک عضو در شناسایی اجبارهایش پیشرفت بیشتری داشته باشد و فرد دیگری هنوز در مرحله شناخت الگوهای خودش باشد. حتی اگر اعضا در یک برنامه مشترک حضور داشته باشند، شرایط شخصی آنها با هم تفاوت دارد.
به همین دلیل روند درمان نیاز به بررسی دارد.
درمانگر می تواند در طول جلسات ارزیابی کند که فرد چگونه با فرایند درمان پیش می رود، چه موانعی وجود دارد و آیا همچنان حضور در گروه برای او مناسب است یا نیاز به تغییر یا تکمیل مسیر درمان وجود دارد.
درمان OCD مسابقه نیست.
تعداد جلسات یا سرعت پیشرفت یک عضو، معیار مناسبی برای سنجیدن مسیر عضو دیگر نیست و نمی توان از قبل وعده داد همه افراد پس از مدت مشخصی به نتیجه یکسانی می رسند.
در بعضی برنامه های تخصصی OCD، CBT و ERP می توانند در قالب گروهی نیز استفاده شوند.
در چنین شرایطی، اعضا ممکن است با چرخه های رفتاری خود آشنا شوند، الگوهای اجتناب یا اجبار را بررسی کنند و درباره تمرین های درمانی تعیین شده در جلسات صحبت کنند.
یکی از ویژگی های محیط گروه این است که فرد می تواند شکل های مختلف یک سازوکار مشابه را در تجربه دیگران نیز ببیند.
اما باز هم یک نکته مهم وجود دارد:
صرف اینکه CBT یا ERP در درمان OCD کاربرد دارند، به این معنا نیست که هر گروه درمانی وسواس در آوای درون الزاما «گروه CBT یا ERP» است.
رویکرد درمانی گروه باید براساس برنامه واقعی درمانگر و پس از ارزیابی مشخص شود.
اگر می خواهید درباره این رویکرد به شکل مستقل و کامل تر مطالعه کنید، صفحه «درمان شناختی رفتاری (CBT)» آوای درون به توضیح این روش اختصاص دارد. همچنین در مقاله «تکنیک های CBT برای درمان وسواس» می توانید درباره کاربردهای این رویکرد در OCD اطلاعات بیشتری بخوانید.
گروه نباید تبدیل به فضای اطمینان خواهی شود
گروه درمانی قرار است فضایی باشد که اعضا در آن حمایت دریافت کنند. اما در OCD، مرز بین «حمایت» و «اطمینان دادن مکرر» گاهی ظریف تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می رسد.
فرض کنید فردی بعد از یک فکر وسواسی از اعضای گروه بپرسد:
«مطمئنی اتفاقی نمی افتد؟»
کمی بعد دوباره سوال کند:
«واقعا مطمئنی این فکر معنی خاصی ندارد؟»
یا بخواهد چند نفر تایید کنند که کار اشتباهی انجام نداده است.
پاسخ گرفتن ممکن است برای چند دقیقه احساس آرامش ایجاد کند. اما اگر فرد برای پایین آوردن اضطرابش بارها به همین مسیر برگردد، اطمینان خواهی می تواند خودش بخشی از چرخه OCD شود.
چرا اطمینان گرفتن همیشه همان حمایت کردن نیست؟
در یک رابطه معمولی، همه ما گاهی از دیگران اطمینان می گیریم. ممکن است درباره تصمیمی مردد باشیم یا در یک روز سخت به شنیدن یک جمله آرام کننده نیاز داشته باشیم.
موضوع در OCD کمی متفاوت است.
وقتی اطمینان خواهی حالت تکراری و اجباری پیدا می کند، پاسخ دیگران ممکن است برای مدتی تردید را کم کند، اما این آرامش معمولا دوام زیادی ندارد. بعد سوال دیگری پیدا می شود، شک قبلی برمی گردد یا فرد احساس می کند باید همان پاسخ را یک بار دیگر بشنود.
در این شرایط، چیزی که در ظاهر حمایت به نظر می رسد ممکن است ناخواسته به ادامه همان چرخه کمک کند.
به همین دلیل وظیفه یک گروه تخصصی OCD فقط این نیست که اعضا هر بار اضطراب یکدیگر را با پاسخ های قطعی کمتر کنند.
حمایت درمانی چه تفاوتی دارد؟
حمایت درمانی می تواند شکل دیگری داشته باشد.
مثلا یک عضو می تواند تجربه فرد دیگری را بشنود، بدون اینکه درباره درست یا غلط بودن فکر او حکم بدهد.
می تواند بگوید می فهمد شرایط برای او دشوار است، بدون اینکه تضمین کند اتفاق مورد نگرانی او هرگز رخ نخواهد داد.
این تفاوت کوچک به نظر می رسد، اما از نظر درمانی اهمیت زیادی دارد.
هدف این نیست که اعضای گروه سرد یا بی تفاوت باشند. برعکس، همدلی و همراهی همچنان مهم است. مسئله این است که گروه به محلی برای دریافت پاسخ قطعی به هر تردید وسواسی تبدیل نشود.
درمانگر اینجا نقش مهمی دارد
اگر ساختار گروه مشخص نباشد، ممکن است اعضا با نیت کمک کردن به یکدیگر ناخواسته وارد چرخه اطمینان خواهی شوند.
مثلا یکی از اعضا مرتب سوالی مطرح کند و دیگران هر بار تلاش کنند با استدلال، تایید یا تضمین، اضطراب او را کمتر کنند.
درمانگر باید بتواند این الگو را تشخیص دهد و بدون شرمنده کردن فرد، مسیر گفتگو را تغییر دهد.
گاهی حتی خود فرد در ابتدا متوجه نیست که سوالی که مطرح می کند بخشی از اجبار اوست. شناخت همین تفاوت می تواند بخشی از فرایند درمان باشد.
این موضوع دلیل دیگری است که نشان می دهد گروه درمانی OCD با یک جمع حمایتی آزاد تفاوت دارد.
وجود همدلی مهم است، اما همدلی قرار نیست به معنی تقویت رفتارهایی باشد که ممکن است چرخه وسواس را ادامه دهند.
آیا باید افکار وسواسی خود را جلوی همه تعریف کنم؟
نه. حضور در گروه درمانی وسواس به این معنا نیست که از همان جلسه اول باید خصوصی ترین افکار خود را جلوی همه اعضای گروه تعریف کنید.
این نگرانی برای بعضی افراد کاملا جدی است. به خصوص وقتی افکار مزاحم درباره موضوعاتی مثل مسائل جنسی، آسیب رساندن، مذهب، اخلاق یا موضوعاتی باشند که فرد حتی از فکر کردن به آنها احساس شرم می کند.
گاهی فرد مدت زیادی با خودش فکر می کند:
«اگر این فکر را برای کسی تعریف کنم، درباره من چه فکری می کند؟»
یا حتی ممکن است نگران باشد که درمانگر یا اعضای گروه، وجود یک فکر را به معنی تمایل واقعی او برای انجام آن در نظر بگیرند.
یکی از نکات مهم در شناخت OCD این است که افکار وسواسی می توانند ناخواسته، مزاحم و برخلاف ارزش ها یا خواسته های فرد تجربه شوند. بنابراین فقط از روی محتوای یک فکر نمی توان درباره شخصیت، قصد یا خواسته واقعی فرد نتیجه گیری کرد.
قرار نیست از همان ابتدا همه چیز را تعریف کنید
گروه درمانی قرار نیست شبیه جلسه ای باشد که در آن هر کس به نوبت مجبور شود خصوصی ترین افکارش را برای بقیه بازگو کند.
میزان مشارکت باید در چارچوب درمان و با توجه به آمادگی فرد مشخص شود.
ممکن است در ابتدای مسیر، صحبت کردن درباره سازوکار کلی وسواس برای فرد راحت تر باشد. مثلا بتواند بگوید بعد از یک فکر خاص نیاز زیادی به چک کردن یا اطمینان گرفتن پیدا می کند، بدون اینکه همان لحظه وارد تمام جزئیات محتوای آن فکر شود.
با پیش رفتن درمان و شکل گرفتن احساس امنیت بیشتر، ممکن است بعضی موضوعات با جزئیات بیشتری بررسی شوند. اما این فرایند قرار نیست با فشار یا شرمنده کردن فرد پیش برود.
چرا بعضی افکار وسواسی این قدر شرم ایجاد می کنند؟
یکی از ویژگی های دشوار OCD این است که گاهی دقیقا سراغ موضوعاتی می رود که برای فرد حساس، مهم یا ارزشمند هستند.
برای همین ممکن است فکر ناخواسته ای که برای شخص دیگری فقط یک فکر عجیب و گذرا است، برای فرد مبتلا به OCD تبدیل به منبع ساعت ها شک و بررسی شود.
فرد ممکن است شروع کند به پرسیدن از خودش:
- «چرا اصلا چنین فکری به ذهنم آمد؟»
- «اگر این فکر چیزی درباره من نشان بدهد چه؟»
- «نکند وجود این فکر یعنی من واقعا چنین چیزی می خواهم؟»
و همین تلاش برای رسیدن به یک پاسخ کاملا قطعی می تواند فرد را بیشتر درگیر کند.
درمانگر قرار نیست درباره فرد بر اساس محتوای یک فکر قضاوت کند. بخش مهم تری از ارزیابی این است که این فکر چگونه تجربه می شود، فرد چه معنایی به آن می دهد و برای کاهش ناراحتی ناشی از آن چه رفتارهایی انجام می دهد.
گفتن جزئیات بیشتر همیشه به معنی درمان بهتر نیست
گاهی این تصور شکل می گیرد که هر چه فرد جزئیات بیشتری از افکارش تعریف کند، درمان حتما بهتر پیش می رود.
این قاعده دقیقی نیست.
درمانگر باید تشخیص دهد چه اطلاعاتی برای فهم الگوی OCD و ادامه درمان لازم است و چه زمانی پرداختن به یک موضوع می تواند مفید باشد.
حتی در محیط گروه، ممکن است بعضی موضوعات بهتر باشد ابتدا یا همزمان در فضای فردی بررسی شوند.
هدف گروه این نیست که حریم شخصی افراد از بین برود. هدف این است که فرد بتواند در یک چارچوب مشخص، درباره الگوهایی که زندگی او را تحت تاثیر قرار داده اند کار کند.
اگر از قضاوت شدن می ترسم چه؟
ترس از قضاوت شدن موضوع کوچکی نیست، مخصوصا برای فردی که مدت ها بخشی از تجربه خود را پنهان کرده است.
این نگرانی می تواند قبل از ورود به گروه در ارزیابی اولیه مطرح شود.
صحبت کردن درباره همین نگرانی به درمانگر کمک می کند بفهمد حضور در گروه برای فرد در شرایط فعلی چقدر قابل تحمل است و چه نوع مشارکتی می تواند مناسب تر باشد.
لازم نیست برای ورود به گروه ثابت کنید که از صحبت کردن درباره همه چیز راحت هستید.
آمادگی برای درمان با «راحت بودن کامل» یکی نیست.
ممکن است هنوز خجالت، ترس یا تردید وجود داشته باشد و در عین حال بتوان قدم به قدم درباره حضور در گروه تصمیم گرفت.
گروه درمانی وسواس برای چه افرادی می تواند قابل بررسی باشد؟
شاید بعد از خواندن درباره جلسات گروهی این سوال برایتان پیش آمده باشد که «از کجا بفهمم این مدل درمان اصلا برای من قابل بررسی هست یا نه؟»
پاسخ را نمی توان فقط با یک فهرست کوتاه مشخص کرد.
گروه درمانی وسواس ممکن است برای بعضی افراد بخشی مفید از مسیر درمان باشد، اما مناسب بودن آن به شرایط فرد، نوع مشکلات، هدف از درمان، آمادگی برای حضور در گروه و ساختار همان گروه بستگی دارد.
به همین دلیل بهتر است به جای اینکه بگوییم «گروه درمانی برای چه کسانی مناسب است»، درباره شرایطی صحبت کنیم که در آنها این گزینه می تواند مورد بررسی قرار بگیرد.
وقتی OCD روی بخشی از زندگی روزمره تاثیر گذاشته است
افکار وسواسی یا رفتارهای اجباری ممکن است زمان و انرژی زیادی از فرد بگیرند.
برای یک نفر این تاثیر ممکن است در کار یا تحصیل دیده شود. برای دیگری در روابط، رفت و آمد، انجام کارهای روزانه یا تصمیم گیری.
در چنین شرایطی، بعد از ارزیابی درمانگر، می توان بررسی کرد که آیا حضور در یک برنامه گروهی تخصصی می تواند بخشی از مسیر درمان باشد یا نه.
البته شدت مشکل به تنهایی تعیین نمی کند که فرد باید وارد گروه شود. گاهی همین شدت یا پیچیدگی شرایط باعث می شود ابتدا یا همزمان به درمان فردی بیشتری نیاز باشد.
وقتی فرد آمادگی مشارکت در فرایند درمان را دارد
گروه درمانی فقط حضور فیزیکی در یک اتاق نیست.
اعضا معمولا لازم است در حدی که برایشان و برای روند درمان مناسب است در جلسات مشارکت کنند، درباره تجربه های مرتبط با درمان صحبت کنند و قوانین گروه را رعایت کنند.
این مشارکت به معنی پرحرف بودن یا تعریف کردن تمام جزئیات شخصی نیست.
ممکن است کسی در جلسات اول بیشتر گوش بدهد و به مرور راحت تر وارد گفتگو شود. مهم تر از میزان صحبت کردن، آمادگی برای همکاری با فرایند درمان و احترام به چارچوب گروه است.
وقتی دیدن تجربه افراد دیگر می تواند برای فرد مفید باشد
یکی از تفاوت های اصلی درمان گروهی با درمان فردی این است که فرد فقط با درمانگر در ارتباط نیست.
او می تواند ببیند اعضای دیگر چگونه با تردید، اجبار، اجتناب یا تمرین های درمانی مواجه می شوند.
گاهی چیزی که فرد در الگوی خودش به سختی تشخیص می دهد، وقتی در تجربه عضو دیگری می بیند روشن تر می شود.
این به معنی مقایسه کردن پیشرفت اعضا نیست.
قرار نیست کسی به خودش بگوید:
«او توانسته، پس من هم باید الان همین کار را انجام بدهم.»
یا:
«من از بقیه عقب تر هستم.»
تجربه دیگر اعضا می تواند منبع یادگیری باشد، اما برنامه درمان هر فرد همچنان باید متناسب با شرایط خودش بررسی شود.
وقتی فرد می تواند قوانین و مرزهای گروه را رعایت کند
حضور چند نفر با تجربه های شخصی و گاهی بسیار حساس، به یک چارچوب روشن نیاز دارد.
احترام به حریم خصوصی، گوش دادن بدون قضاوت، پرهیز از نسخه دادن برای دیگران و رعایت قوانین مربوط به حضور و مشارکت از بخش های مهم یک گروه درمانی هستند.
قبل از ورود، لازم است فرد بداند چه انتظاری از اعضا وجود دارد و آیا می تواند با این چارچوب همراه شود.
وقتی درمانگر پس از ارزیابی، حضور در گروه را قابل بررسی بداند
در نهایت مهم ترین نکته همین است.
هیچ آزمون ساده اینترنتی یا فهرست چند موردی نمی تواند به طور قطعی مشخص کند که گروه درمانی بهترین انتخاب برای یک فرد است.
در ارزیابی پیش از ورود ممکن است مشخص شود گروه موجود با نیازهای فرد هماهنگ است.
ممکن است درمانگر پیشنهاد کند ابتدا بخشی از درمان به شکل فردی انجام شود.
یا ممکن است ترکیب درمان فردی و گروهی مورد بررسی قرار بگیرد.
حتی ممکن است مشخص شود گروه فعلی از نظر ساختار، هدف یا ترکیب اعضا برای آن فرد مناسب نیست.
این نتیجه به معنی رد شدن فرد از درمان نیست. فقط به این معنی است که قرار است مسیر درمان بر اساس نیاز واقعی او انتخاب شود، نه اینکه همه افراد مبتلا به OCD وارد یک قالب درمانی یکسان شوند.
اگر هنوز نمی دانید حضور در گروه برای شرایط شما قابل بررسی هست یا نه، ارزیابی اولیه می تواند قبل از هر تصمیمی کمک کند تصویر روشن تری از شرایط و گزینه های موجود داشته باشید.
چه زمانی ممکن است درمان فردی مناسب تر از گروه درمانی باشد؟
اینکه گروه درمانی می تواند برای بعضی افراد مفید باشد، به این معنی نیست که همیشه باید انتخاب اول یا تنها مسیر درمان باشد. گاهی فرد از شنیدن مزایای گروه درمانی خوشش می آید، اما وقتی شرایط دقیق تر بررسی می شود، مشخص می شود فعلا به فضایی خصوصی تر، تمرکز بیشتر درمانگر یا برنامه درمانی متفاوتی نیاز دارد.
این موضوع به معنی نامناسب بودن فرد برای درمان نیست. فقط ممکن است قالب دیگری، در شرایط فعلی، با نیازهای او هماهنگ تر باشد.
وقتی علائم شدیدتر یا پیچیده تر هستند
OCD در همه افراد با یک شدت و شکل ظاهر نمی شود.
برای بعضی افراد، علائم محدودتر هستند و فرد همچنان بخش زیادی از زندگی روزمره خود را مدیریت می کند. برای فرد دیگری، وسواس و اجبارها ممکن است زمان زیادی از روز را بگیرند یا روی کار، تحصیل، روابط و فعالیت های روزمره تاثیر قابل توجهی گذاشته باشند. در چنین شرایطی ممکن است درمانگر به این نتیجه برسد که فرد به جلسات فردی بیشتر، برنامه درمانی فشرده تر یا ترکیبی از چند روش نیاز دارد.
راهنمای NICE نیز نوع و شدت مداخله را با میزان اختلال عملکرد و شرایط فرد مرتبط می داند و برای همه افراد یک قالب درمانی یکسان پیشنهاد نمی کند.
وقتی مشکلات دیگری همزمان وجود دارند
گاهی OCD تنها مسئله ای نیست که فرد با آن درگیر است. ممکن است مشکلات روانشناختی دیگری همزمان وجود داشته باشند و روی روند درمان تاثیر بگذارند. در چنین شرایطی، درمانگر نیاز دارد تصویر کامل تری از وضعیت فرد داشته باشد و تصمیم بگیرد کدام موضوع باید زودتر یا با تمرکز بیشتری بررسی شود. این تصمیم را نمی توان صرفا با دیدن یک نشانه یا پر کردن یک چک لیست گرفت.
ارزیابی فردی به درمانگر کمک می کند ببیند حضور در گروه در آن مقطع می تواند مفید باشد یا بهتر است ابتدا روی بخش دیگری از شرایط فرد کار شود.
وقتی فرد به فضای خصوصی تری نیاز دارد
بعضی موضوعات ممکن است برای فرد بسیار شخصی باشند.
شاید هنوز آماده نباشد درباره بعضی تجربه ها در جمع صحبت کند یا نیاز داشته باشد ابتدا ارتباط درمانی یک به یک شکل بگیرد. درمان فردی فضای بیشتری برای تمرکز روی جزئیات شخصی، بررسی دقیق تر الگوها و تنظیم درمان بر اساس شرایط همان فرد ایجاد می کند.
این به معنی ضعف در حضور گروهی نیست. گاهی انتخاب فضای خصوصی تر فقط به این دلیل است که در آن مرحله از درمان، نیاز فرد متفاوت است.
وقتی برنامه درمانی نیاز به شخصی سازی بیشتری دارد
در گروه درمانی، اعضا در یک چارچوب مشترک حضور دارند. حتی اگر درمانگر به تفاوت های فردی توجه کند، بخشی از زمان و ساختار جلسه بین اعضا تقسیم می شود.
اما در درمان فردی، تمام جلسه بر نیاز همان فرد متمرکز است. اگر لازم باشد تمرین ها، سرعت درمان یا موضوعات جلسات به شکل دقیق تری تنظیم شوند، ممکن است درمان فردی انتخاب مناسب تری باشد.
این موضوع به خصوص زمانی اهمیت پیدا می کند که الگوی OCD پیچیده تر است یا درمانگر نیاز دارد واکنش فرد به مداخلات را از نزدیک تر دنبال کند.
وقتی هنوز آمادگی حضور در گروه وجود ندارد
بعضی افراد از ایده گروه درمانی استقبال می کنند، اما وقتی به حضور واقعی در جمع فکر می کنند احساس می کنند هنوز آمادگی لازم را ندارند. این مسئله می تواند دلایل مختلفی داشته باشد.
ممکن است فرد از قضاوت شدن بترسد، برای بیان تجربه هایش در جمع احساس آمادگی نکند یا هنوز درباره مرزهای گروه اطمینان کافی نداشته باشد.
هدف این نیست که فرد به هر شکل ممکن وارد گروه شود. گاهی چند جلسه فردی می تواند کمک کند شرایط بهتر بررسی شود و فرد بعدا با آمادگی بیشتری درباره حضور در گروه تصمیم بگیرد.
گاهی ترکیب درمان فردی و گروهی قابل بررسی است
انتخاب بین درمان فردی و گروهی همیشه به شکل «یا این یا آن» نیست. برای بعضی افراد، درمان فردی و گروهی می توانند نقش های متفاوتی در یک برنامه درمانی داشته باشند.
مثلا فرد ممکن است بخش هایی از درمان را به شکل فردی پیگیری کند و در کنار آن، در یک گروه تخصصی نیز شرکت داشته باشد.
International OCD Foundation نیز گروه های درمانی OCD را به شکل های متفاوت معرفی می کند. بعضی گروه ها به عنوان درمان اصلی طراحی شده اند و بعضی دیگر به عنوان مکمل درمان فردی یا ادامه مسیر درمان استفاده می شوند. اینکه کدام مدل برای فرد مناسب تر است، باید بعد از ارزیابی مشخص شود.
قرار نیست کاربر به دلیل ورود به این صفحه به هر قیمت به سمت گروه درمانی هدایت شود. اگر درمانگر بعد از بررسی شرایط به این نتیجه برسد که مسیر دیگری مناسب تر است، همان تصمیم می تواند بخشی از یک انتخاب درمانی مسئولانه باشد.
تفاوت های درمان فردی و گروه درمانی وسواس در یک نگاه
| موضوع | درمان فردی | گروه درمانی |
|---|---|---|
| تمرکز درمانگر | تمام جلسه روی یک مراجع | زمان و توجه درمانگر بین اعضای گروه تقسیم می شود |
| شخصی سازی درمان | امکان شخصی سازی بسیار بیشتر | درمان در چارچوب مشترک گروه پیش می رود |
| حریم شخصی | فضای خصوصی تر برای موضوعات حساس | مشارکت با توجه به چارچوب گروه و آمادگی فرد |
| تجربه افراد مشابه | وجود ندارد | امکان مشاهده و یادگیری از تجربه سایر اعضا |
| حمایت اجتماعی | عمدتا از رابطه درمانگر و مراجع | امکان دریافت حمایت در چارچوب گروه |
| تنظیم تمرین ها | قابل تنظیم دقیق برای همان فرد | به ساختار گروه و شرایط هر عضو بستگی دارد |
| انتخاب مناسب | بر اساس نیازهای فرد | نیازمند بررسی تناسب فرد با گروه |
درمانگر در گروه درمانی وسواس چه نقشی دارد؟
در یک گروه درمانی خوب، درمانگر قرار نیست فقط روی صندلی بنشیند و اجازه دهد گفتگو هر مسیری که خواست طی کند. این موضوع در گروه OCD اهمیت بیشتری پیدا می کند.
چون بعضی رفتارهایی که در ظاهر کاملا دوستانه و کمک کننده به نظر می رسند، ممکن است ناخواسته وارد چرخه وسواس شوند. اعضا ممکن است به هم اطمینان بدهند، برای یکدیگر راه حل پیدا کنند یا حتی بر اساس تجربه شخصی خودشان پیشنهاد دهند فرد دیگری چگونه با وسواسش روبه رو شود. اینجاست که نقش درمانگر جدی می شود.
درمانگر کمک می کند گروه از مسیر درمان خارج نشود
در یک جمع چند نفره، گفتگو خیلی راحت می تواند از موضوع اصلی دور شود.
یک نفر تجربه ای تعریف می کند، عضو دیگری خاطره مشابهی دارد، نفر بعدی پیشنهادی مطرح می کند و چند دقیقه بعد ممکن است جلسه تبدیل به مجموعه ای از توصیه های شخصی شده باشد.
شنیدن تجربه دیگران بخشی ارزشمند از گروه است، اما درمانگر باید کمک کند این گفتگوها دوباره به هدف درمان برگردند.
مثلا به جای اینکه بحث روی این متمرکز بماند که «واقعا اتفاقی که از آن می ترسی رخ می دهد یا نه»، ممکن است درمانگر توجه را به این سمت ببرد که فرد با تردید چه می کند، چه اجبارهایی شکل می گیرند و پاسخ همیشگی او چگونه چرخه را ادامه می دهد.
این تغییر جهت گاهی یکی از مهم ترین کارهای درمانگر در گروه است.
اعضا قرار نیست درمانگر یکدیگر شوند
وقتی چند نفر مدت زیادی با OCD زندگی کرده اند، طبیعی است تجربه زیادی درباره شرایط خودشان داشته باشند.
اما تجربه شخصی با درمان کردن فرد دیگر یکی نیست.
کاری که برای یک عضو مفید بوده ممکن است برای فرد دیگری مناسب نباشد. حتی تمرین هایی که از بیرون شبیه هم هستند، ممکن است اهداف درمانی متفاوتی داشته باشند.
درمانگر باید مراقب باشد اعضا برای یکدیگر نسخه درمانی ننویسند، مواجهه تعیین نکنند یا توصیه های قطعی ندهند.
یک جمله ساده مثل «من جای تو بودم دیگر این کار را نمی کردم» شاید با نیت کمک گفته شود، اما درمان OCD معمولا پیچیده تر از چنین توصیه ای است.
اعضا قرار نیست درمانگر یکدیگر شوند
وقتی چند نفر مدت زیادی با OCD زندگی کرده اند، طبیعی است تجربه زیادی درباره شرایط خودشان داشته باشند.
اما تجربه شخصی با درمان کردن فرد دیگر یکی نیست.
کاری که برای یک عضو مفید بوده ممکن است برای فرد دیگری مناسب نباشد. حتی تمرین هایی که از بیرون شبیه هم هستند، ممکن است اهداف درمانی متفاوتی داشته باشند.
درمانگر باید مراقب باشد اعضا برای یکدیگر نسخه درمانی ننویسند، مواجهه تعیین نکنند یا توصیه های قطعی ندهند.
یک جمله ساده مثل «من جای تو بودم دیگر این کار را نمی کردم» شاید با نیت کمک گفته شود، اما درمان OCD معمولا پیچیده تر از چنین توصیه ای است.
درمانگر اطمینان خواهی را تشخیص می دهد
اطمینان خواهی همیشه با جمله «به من اطمینان بده» شروع نمی شود.
گاهی بسیار ظریف تر است.
ممکن است فرد یک داستان را چند بار تعریف کند تا از واکنش اعضا بفهمد آیا کار اشتباهی انجام داده است یا نه.
ممکن است یک سوال را با شکل های مختلف مطرح کند.
یا شاید از درمانگر بخواهد با قطعیت بگوید فکر خاصی هیچ معنایی ندارد.
اگر این الگو شناخته نشود، گروه می تواند ناخواسته تبدیل به منبع جدیدی برای اطمینان گرفتن شود.
درمانگر باید بتواند این اتفاق را بدون سرزنش فرد متوقف کند.
نه با جمله هایی مثل «دیگر این سوال را نپرس»، بلکه با کمک به فرد برای دیدن اینکه الان چه اتفاقی در چرخه OCD افتاده است.
گاهی همین لحظه، خودش تبدیل به بخشی از درمان می شود.
درمانگر مراقب تفاوت سرعت افراد است
یکی از چالش های طبیعی محیط گروه، مقایسه کردن است.
ممکن است کسی بشنود عضو دیگری توانسته یکی از رفتارهای اجباری اش را کمتر کند و با خودش فکر کند:
«پس چرا من هنوز نتوانسته ام؟»
یا برعکس، احساس کند چون در یک بخش جلوتر است پس درمانش تقریبا تمام شده است.
درمانگر باید این تفاوت ها را مدیریت کند.
اعضای یک گروه ممکن است در یک اتاق باشند، اما در یک نقطه از مسیر درمان قرار ندارند.
هدف گروه این نیست که همه در یک زمان یک کار یکسان انجام دهند. هدف این است که هر فرد در چارچوب مشترک گروه، روی مسیر درمان خودش کار کند.
درمانگر باید برای موضوعات حساس مرز ایجاد کند
در گروه OCD ممکن است موضوعاتی مطرح شوند که برای افراد بسیار شخصی یا حساس هستند.
درمانگر باید مراقب باشد فضای گروه به سمت کنجکاوی درباره جزئیات خصوصی، شوخی نامناسب یا قضاوت اعضا نرود.
همچنین لازم نیست هر عضو هر چیزی را که در ذهنش می گذرد با جزئیات برای جمع تعریف کند.
درمانگر می تواند کمک کند بین اطلاعاتی که برای کار درمانی لازم هستند و جزئیاتی که نیازی به مطرح شدن در جمع ندارند تفاوت گذاشته شود.
این مرز به ایجاد احساس امنیت بیشتر در گروه کمک می کند.
گروه درمانی وسواس در آوای درون چگونه برگزار می شود؟
اگر کسی تا اینجای صفحه آمده باشد، احتمالا دیگر فقط دنبال تعریف گروه درمانی نیست. سوال اصلی اش این است که اگر بخواهد در آوای درون این مسیر را بررسی کند، دقیقا با چه فرایندی روبه رو می شود.
در آوای درون، قرار نیست صرف داشتن علائم وسواس باعث شود فرد مستقیما وارد یک گروه شود. قبل از ورود، شرایط فرد باید بررسی شود تا مشخص شود حضور در گروه در این مقطع می تواند برای او قابل بررسی باشد یا بهتر است مسیر دیگری پیشنهاد شود. این مرحله اهمیت دارد، چون دو نفر ممکن است هر دو با OCD درگیر باشند، اما نیاز درمانی یکسانی نداشته باشند.
بررسی تناسب فرد با گروه
هر گروه ساختار خودش را دارد.
سن اعضا، هدف گروه، رویکرد درمانی، سطح مشارکت مورد انتظار و حتی مرحله ای که اعضا در آن قرار دارند می تواند روی تناسب یک فرد با گروه تاثیر بگذارد.
بنابراین ارزیابی فقط درباره این نیست که «آیا فرد OCD دارد یا نه».
سوال مهم تر این است:
«آیا این گروه مشخص، در شرایط فعلی، برای این فرد انتخاب مناسبی است؟»
ممکن است پاسخ مثبت باشد.
ممکن است درمان فردی در ابتدا انتخاب مناسب تری باشد.
یا شاید درمانگر پیشنهاد کند فرد بعدا وارد گروه دیگری شود که از نظر ساختار با شرایط او هماهنگ تر است.
جلسات با چارچوب مشخص پیش می روند
درمان گروهی زمانی می تواند معنای درمانی خودش را حفظ کند که مرزها روشن باشند.
اعضا باید بدانند قرار است چگونه مشارکت کنند، حریم خصوصی چگونه مدیریت می شود، نقش درمانگر چیست و تعامل اعضا چه محدودیت هایی دارد.
این موضوع در گروه OCD به دلیل مسائلی مثل اطمینان خواهی، مقایسه کردن، اجتناب و توصیه دادن اعضا به یکدیگر اهمیت بیشتری پیدا می کند.
درمانگر باید کمک کند گروه در مسیر درمان باقی بماند و جلسه تبدیل به یک گفتگوی آزاد بدون هدف نشود.
توجه به حریم خصوصی
موضوعاتی که در درمان OCD مطرح می شوند، گاهی بسیار شخصی هستند.
برای همین حریم خصوصی فقط یک جمله در ابتدای جلسه نیست. قوانین مربوط به آن باید برای اعضا روشن باشد و همه بدانند اطلاعات شخصی دیگران نباید خارج از چارچوب گروه بازگو شود.
در عین حال، همان طور که قبلا هم گفتیم، درباره یک گروه چند نفره نمی توان وعده «محرمانگی صددرصد» داد.
آنچه می توان انجام داد، تعیین قواعد روشن، یادآوری مسئولیت اعضا و مدیریت حرفه ای فضا توسط درمانگر است.
اگر گروه مناسب نباشد، مسیر متوقف نمی شود
یکی از مهم ترین نکات در آوای درون این است که ارزیابی فقط برای پیدا کردن راهی برای ورود فرد به گروه انجام نمی شود.
گاهی نتیجه ارزیابی این است که فعلا درمان فردی مناسب تر است.
گاهی ممکن است نیاز باشد موضوع دیگری ابتدا بررسی شود.
یا ممکن است ساختار گروه موجود با نیاز فرد هماهنگ نباشد.
این نتیجه به معنی بسته شدن مسیر درمان نیست.
اتفاقا یکی از کارکردهای ارزیابی همین است که فرد بدون فشار وارد قالبی نشود که برای شرایطش مناسب نیست.
چگونه وارد گروه درمانی وسواس آوای درون شویم؟
اگر بعد از خواندن این صفحه احساس می کنید گروه درمانی وسواس می تواند برای شما قابل بررسی باشد، قدم بعدی قرار نیست تصمیم قطعی برای ورود به گروه باشد. اولین قدم، بررسی شرایط است.
یعنی قبل از اینکه برای حضور در جلسات برنامه ریزی کنید، بهتر است مشخص شود گروه درمانی در شرایط فعلی شما انتخاب مناسبی هست یا نه. مسیر ورود می تواند به شکل زیر پیش برود.
مرحله اول: تکمیل فرم ارزیابی اولیه
شروع فرایند می تواند با تکمیل فرم ارزیابی اولیه باشد.
در این مرحله اطلاعاتی درباره شرایط فعلی، دلیل مراجعه و نیاز کلی شما دریافت می شود تا تیم درمان بتواند تصویر اولیه ای از موضوع داشته باشد.
قرار نیست در همین فرم درباره همه جزئیات خصوصی زندگی یا افکار وسواسی توضیح دهید.
هدف، شروع یک ارزیابی است، نه اینکه تمام فرایند درمان در یک فرم خلاصه شود.
مرحله دوم: بررسی اولیه شرایط
بعد از دریافت اطلاعات، شرایط اولیه بررسی می شود.
ممکن است مشخص شود برای تصمیم گیری درباره حضور در گروه، نیاز به گفتگوی بیشتری وجود دارد.
این مرحله کمک می کند مشخص شود آیا اساسا گروه موجود با نیاز مراجعه کننده ارتباط دارد یا بهتر است گزینه دیگری بررسی شود.
مرحله سوم: گفتگوی اولیه با تیم درمان
گاهی بخشی از سوال هایی که درباره گروه دارید در یک فرم قابل پاسخ دادن نیستند.
ممکن است بخواهید بدانید فضای جلسات چگونه است، چه مقدار مشارکت از اعضا انتظار می رود یا اگر از مطرح کردن بعضی افکار خجالت می کشید چه اتفاقی می افتد.
گفتگوی اولیه فرصتی است برای اینکه این نگرانی ها مطرح شوند.
لازم نیست قبل از این گفتگو درباره تصمیم خود مطمئن باشید.
اتفاقا یکی از اهداف همین مرحله این است که ابهام ها کمتر شوند.
مرحله چهارم: بررسی مناسب بودن گروه درمانی
در این مرحله تمرکز فقط روی تشخیص OCD نیست.
درمانگر یا تیم درمان باید بررسی کنند که آیا حضور در گروه برای شرایط فعلی شما قابل بررسی است، آیا ساختار گروه با نیازتان هماهنگ است و آیا به مسیر دیگری در کنار یا قبل از گروه نیاز دارید.
ممکن است نتیجه این بررسی، حضور در گروه باشد.
ممکن است درمان فردی پیشنهاد شود.
یا شاید ترکیبی از چند مسیر درمانی مورد بررسی قرار بگیرد.
قرار نیست همه افرادی که فرم را تکمیل می کنند به یک نتیجه یکسان برسند.
مرحله پنجم: معرفی به گروه مناسب در صورت تایید
اگر بعد از ارزیابی مشخص شود حضور در گروه برای شما و برای ساختار گروه مناسب است، مرحله بعد معرفی به برنامه مربوط خواهد بود.
در این مرحله باید اطلاعات عملی گروه برای شما روشن باشد.
مثلا اینکه درمانگر چه کسی است، جلسات چه روزی برگزار می شوند، مدت هر جلسه چقدر است، گروه حضوری است یا آنلاین و چه قوانینی برای حضور وجود دارد.
ورود آگاهانه یعنی قبل از شروع، بدانید قرار است در چه چارچوبی شرکت کنید.
اگر هنوز درباره گروه درمانی وسواس مطمئن نیستید
تصمیم برای حضور در گروه درمانی، مخصوصا وقتی موضوع OCD و افکاری مطرح است که شاید مدت ها درباره آنها با کسی صحبت نکرده اید، لزوما تصمیم ساده ای نیست.
ممکن است بخشی از شما فکر کند حضور کنار افرادی که تجربه مشابهی دارند می تواند کمک کننده باشد و بخش دیگری هنوز از قضاوت شدن، بیان افکار شخصی یا حتی خود فضای گروه نگران باشد. قرار نیست قبل از ارزیابی پاسخ همه این سوال ها را بدانید.
گروه درمانی تخصصی OCD با یک دورهمی یا گروه حمایتی ساده تفاوت دارد. در یک برنامه درمانی، وجود درمانگر، ساختار مشخص، قوانین گروه و توجه به الگوهایی مثل اجبار، اجتناب و اطمینان خواهی اهمیت دارد.
در بعضی برنامه های درمان OCD، CBT و ERP نیز می توانند در قالب گروهی مورد استفاده قرار بگیرند، اما نوع مداخله باید بر اساس ساختار واقعی گروه و شرایط فرد مشخص شود.
از طرف دیگر، گروه درمانی برای همه افراد انتخاب یکسانی نیست.
برای یک نفر ممکن است حضور در گروه بخشی اصلی از مسیر درمان باشد. فرد دیگری شاید در کنار گروه به جلسات فردی نیاز داشته باشد و برای شخص دیگری ممکن است فعلا درمان فردی انتخاب مناسب تری باشد.
هدف این نیست که فردی که برای ارزیابی مراجعه می کند حتما وارد گروه شود. هدف این است که قبل از تصمیم، مشخص شود چه مسیری با شرایط فعلی او هماهنگ تر است.
اگر احساس می کنید OCD بخشی از زندگی روزمره شما را درگیر کرده و می خواهید بدانید گروه درمانی وسواس می تواند برای شرایط شما قابل بررسی باشد یا نه، می توانید از ارزیابی اولیه شروع کنید.
لازم نیست برای شروع ارزیابی درباره شرکت در گروه تصمیم قطعی گرفته باشید.
گاهی اولین قدم فقط این است که سوال هایتان را مطرح کنید، شرایطتان بررسی شود و بعد با اطلاعات بیشتری تصمیم بگیرید. تکمیل فرم ارزیابی اولیه
سوالات متداول درباره گروه درمانی وسواس
گروه درمانی وسواس چیست؟
آیا گروه درمانی برای OCD موثر است؟
آیا گروه درمانی جایگزین درمان فردی وسواس است؟
اگر از گفتن افکار وسواسی خود خجالت بکشم چه؟
لازم نیست در همان جلسه اول همه افکار خصوصی خود را برای اعضای گروه تعریف کنید.
بعضی افکار مزاحم در OCD ممکن است برای خود فرد بسیار ناراحت کننده یا برخلاف ارزش هایش باشند. همین مسئله می تواند صحبت کردن درباره آنها را سخت کند.
چند جلسه گروه درمانی برای وسواس لازم است؟
یک عدد ثابت برای همه افراد وجود ندارد.
بعضی گروه ها به صورت دوره های مشخص چند جلسه ای برگزار می شوند و بعضی برنامه ها ساختار متفاوتی دارند. از طرف دیگر، پاسخ افراد به درمان و نیاز درمانی آنها یکسان نیست.